پایان نامه ارشد درباره انواع رفتار شهروندی سازمانی و رفتارهای شهروندی سازمانی

دانلود پایان نامه

اطاعت سازمانی دارای سابقه ای قدیمی در زمینه تحقیقات رفتارشهروندی سازمانی است. اطاعت سازمانی پذیرش ضرورت و مطلوبیت قانون های منطقی و مقررات سازمانی است که در شرح شغل ها و خط مشی های سازمان انعکاس می یابد. احترام به قوانین و دستورالعمل ها، متعهد بودن به اتمام کار در زمان مقرر و توجه کافی به کار بیانگر اطاعت است. مفهوم فرمانبرداری سازمانی گراهام(1991)، رفتار شهروندی در سطح سازمانی ویلیامز و اندرسو ن (1991) و مفهوم پیروی از قوانین رویه های سازمانی که بوسیله بورمن و موتوویدلو(1۹۹۳ ) بیان شد، همگی نشان دهنده این سازه می باشند و حاصل آن درونی کردن و پذیرش قوانین سازمانی، مقررات و رویه ها حتی در حالت عدم وجود نظارت است. دلیل اینکه این رفتار بعنوان یک نوع از رفتار شهروندی سازمانی در نظر گرفته می شود این است که حتی با وجود اینکه از هر کسی انتظار می رود تا از مقررات، قوانین و رویه های سازمانی در همه مواقع اطاعت کند، بسیاری از کارکنان به سادگی آن را انجام نمی دهند. بنابراین کارکنانی که به صورت وجدانی از تمام مقررات و دستورالعمل ها حتی در شرایط نبود نظارت، اطاعت می کنند به عنوان شهروندان خوب به حساب می آیند (حسنی کاخکی وقلی پور، 1387).
2-1-6 -5) ابتکارات فردی :
بعد دیگری ازرفتار شهروندی سازمانی که چندین محقق مشخص کرده اند، ابتکار فردی است. این نوع ازرفتار شهروندی سازمانی، رفتار فرانقشی است که ماوراء حداقل نیازمندی های کلی مورد انتظار قرار دارد. نمونه هایی از چنین رفتارهایی شامل فعالیت های خلاقانه ی داوطلبانه و طراحی های نوآورانه برای بهبود وظیفه شخصی و یا عملکرد سازمانی است. بورمن موتوویدلو(1993)انجام دادن مشتاقانه و داوطلبانه فعالیت های وظیفه ای را به عنوان مؤلفه های این سازه بیان کردند (حسنی کاخکی وقلی پور، 1387).
2-1-6 -7) رفتار یا فضیلت مدنی:
بعد دیگری که از مباحث گراهام (1991) در مورد مسؤولیت پذیری ناشی می شود رفتار مدنی در سازمان است. رفتارمدنی ازعلاقه یا تعهد به سازمان ناشی می شود. نظارت بر محیط به منظور شناسایی فرصت هاوتهدیدات(درنظرگرفتن تغییرات صنعت به لحاظ تأثیرات آن برسازمان)حتی با هزینه شخصی نمونه ای از این رفتار هاست. این رفتار منعکس کننده شناخت فرد است از اینکه او جزیی از یک کل بزرگتر است و همانطور که شهروندان مسئول در قبال جامعه، او نیز به عنوان یک عضو سازمان مسئولیت هایی را در قبال سازمان برعهده دارد. این بعد در مطالعات ارگان (۱۹۸۸)به عنوان رفتار یا فضیلت مدنی و در مطالعات گراهام(۱۹۹۱) به عنوان مشارکت سازمانی در نظرگرفته شده است. فضیلت مدنی رفتاری می باشد که نشان دهنده تلاش کارکنان برای ارایه تصویری مثبت از سازمان است (Muhammad, 2013).
2-1-6 -8)توسعه خود
نوع نهایی از رفتار شهروندی سازمانی، توسعه خود است که درمطالعات کاتز(۱۹۶۴)و جرج و بریف(1992) مورد شناسایی قرار گرفت و به عنوان بعدکلیدی رفتار شهروندی سازمانی معرفی گرید. توسعه خود شا مل رفتارهای داوطلبانه کارکنان به منظور بهبود دانش، مهارت ها و توانایی هایشان می باشد. ویژگی چنین رفتاری این است که یادگیری مجموعه جدیدی از مهارت ها به منظور توسعه دامنه مشارکت درسازمان انجام می گیرد. به هرحال این بعد از رفتار شهروندی سازمانی در ادبیات، مطالعات و تحقیقات مورد بررسی قرار نگرفته است، با این وجود به نظر می رسد این نوع از رفتارها که وابسته به صلاحدید کارکنان می باشد، به طور مفهومی از سایر انواع رفتار شهروندی سازمانی متمایز است (حسنی کاخکی وقلی پور، 1387).
2-1-7)کارکردهای رفتار شهروندی سازمانی
پودساکف وهمکارانش(1990)کارکردهای رفتار شهروندی سازمانی را بدین شرح بیان می کنند:
موجب افزایش همکاری وبهره وری مدیریتی می شود.
نیازبه تخصیص منابع کمیاب رابرای حفاظت ازمنابع سازمان ونظارت وکنترل براجرا وانجام وظایف روزمره راکاهش میدهد.
باعث آزادی منابع میشود.
هماهمنگی فعالیتهارابین اعضای تیمی وگروههای کاری تسهیل میکند.
سازمانها راقادر میسازند تامحیطکاری سازمان راخوشایندتر سازندتاکارکنانِ باکیفیت بالا راجذب کنند.
باکاهش تغییرپذیری در عملکرد واحدهایکاری عملکرد سازمانی راافزایش میدهد.
توانایی سازمان رادرتطبیق باتغییر محیطی افزایش میدهد.
2-1-8)تاثیر رفتارشهروندی بر عملکرد سازمان:
رفتار شهروندی سازمانی از طریق افزایش بهره وری کارکنان و تسهیل همکاری دربین گروه های کاری سازمان می تواند تونایی سازمان را در تطبیق باشرایط و تغییرات محیطی افزایش دهد و نتایج مثبتی را برای سازمان ایجاد نماید (Zehir etal., 2004). به عقیده کارام بایا 1989 کارکنانی که در واحد های سازمانی باعملکرد بالا کار می کنند بیشتر به رفتارهای شهروندی پرداخته اند (صائمی و محمودی،1387). برخی از محققان تاثیر رفتار شهروندی بر عملکرد سازمان را برشمرده اند که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد (توکلی،1386).
رفتار شهروندی سازمانی کارائی همکاران را بالا می برد. رفتارهای کمکی به انتشار تجارب و مهارتها درمیان اعضای گروه و یا واحد کاری کمک می کند.
رفتار شهروندی سازمانی کارائی مدیران را بالا می برد. کارمندان جوانمرد وقت مدیر را از درگیر شدن در مشکلات کوچک آزاد می کنند.
رفتار شهروندی سازمانی به بهبود عملکرد گروه کمک می کند. رفتار کمکی باعث بهبود اخلاق،روحیه،انسجام گروهی می شود. بنابراین نیاز برای صرف انرژی و زمان برای حفظ کارائی گروه کاهش می یابد.
رفتار شهروندی سازمانی با جذاب تر کردن مکان کاری ، توانائی سازمان را برای جذب ونگهداری کارآمدترین کارمندان افزایش می دهد.
رفتارهای شهروندی سازمانی به ثبات عملکرد سازمان کمک می کند.