پایان نامه ارشد درباره رضایت شغلی و رفتار شهروندی سازمانی و رفتارهای شهروندی سازمانی

دانلود پایان نامه

رفتار شهروندی سازمانی با گسترش یک مرکز اجتماعی باعث افزایش کارائی سازمان می شود.
رفتارهای کمکی باعث بهبود اخلاق و انسجام گروهی می شوند و احساس تعلق را بین اعضای گروه به وجود می آورند واین باعث جذب و نگهداری بهترین کارمندان می شوند.
نشان دادن جوانمردی و شکایت نکردن در مورد چیزهای بی ارزش،احساس وفاداری وتعهد را نسبت به سازمان افزایش می دهد که ممکن است باعث بقای کارمندان شود.
رفتار شهروندی منابع و امکانات را برای صرف در راه اهداف موثر آزاد می کند. وقتی که کارمندان در مشکلات کاری به یکدیگر کمک می کنند نیازی به کمک مدیر نمی باشد و درنتیجه مدیر وقت بیشتری را صرف مسائل یا اهمیت تر می کند. اگرکارمندان توانائی شغلی شان را از طریق فعالیت های خود رشدی افزایش دهندوظایف خود را با مهارت بیشتری انجام می دهند.
رفتارهای شهروندی سازمانی توانایی سازمان را برای سازگار شدن با تغییرات محیطی افزایش می دهد . کارمندانی که مشارکت فعال در جلسات سازمانی دارند به افشای اطلاعات در سازمان کمک می کنند که این عامل میزان تاثیر پذیری اطلاعات را افزایش می دهد.
رفتار شهروندی سازمانی به هماهنگی فعالیت ها در بین اعضای گروه های کاری کمک می کند. نشان دادن شرافت شهروندی به وسیله مشارکت فعال داوطلبانه در جلسات و واحدهای کاری به هماهنگی فعالیتها در بین اعضای گروه کمک می کندو این به صورت بالقوه باعث افزایش کارایی گروه می شود.
در هرصورت تعدادی از مطالعات تجربی نشان داده است که رفتار شهروندی سازمانی یک عامل تاثیر گذار بر عملکرد فردی کارکنان و اثربخشی سازمانی است (Zhao etal, 2014).
2-1- 9) رفتار شهروندی در حوزه اداره امور عمومی :
فراتر از جنبه سازمانی رفتار شهروندی ، یک بعد دیگر رفتار شهروندی ، بعد اجتماعی و ملی این رفتارها است . رفتار شهروندی در سطح کلان و عمومی علاوه بر رفتارهای متداول شهروندی نظیر وفاداری و فرمانبرداری ، در جوامع مدرن در بر گیرنده فعالیت های نظیر مشارکت ، اجتماع گرایی ، عدالت اجتمای ، اقدامات داوطلبانه و تسهیم مسئولیت های فردی است . سه عنصر اصلی رفتار شهروندی عمومی شامل پیروی از قانون ، وفاداری به نهاد های اجتماعی و مشارکت در زندگی اجتماعی است، که می توان آنها را در سه بعد ملی ، محلی و سازمانی مورد بررسی قرار داد. در بعد ملی رفتار شهروندی شامل صرف زمان و تلاش جهت اجرای مسئولیت های اداری و دولتی ، تسهیم اطلاعات و ایده ها با دیگران و مشارکت در موضوعات مهم و بحث برانگیز اجتماعی است در این حوزه رفتار شهروندی راباتئوری های مدیریتی و به خصوص تئوریهای مدیریت دولتی می توان تبیین کرد. رفتار شهروندی یک جنبه مهم از فعالیت های انسانی است که در مطالعات اداره امور عمومی و مدیریت توجه زیادی را طلب می کند. با وجود این تا دهه 1980 تنها مطالعات اندکی به تحلیل رفتارر شهروندی در جنبه مدیریت و به خصوص در بعد تئوری اداره امور عمومی پرداخته اند. مطالعات اولیه بر روی مشارکت ، وکالت دادن و الزامات شهروندی در محیط های محلی و ملی تمرکز کرده اند. نظیر باربر، (1984) و پت من ، (1970). برخی دیگر از مطالعات بر این موضوع تاکید کرده اند که فعالیتهای ارادی و اختیاری افراد ابزار مفیدی برای حکومت ها برای بر چیده شدن بر مشکلات بودجه ای به منظور دستیابی به ثبات و بهبود اثر بخشی در حوزه دولتی می باشند. باکس ، (1998) و فردریکسون (1997). عده ای از افراد جامعه تمایل زیادی به رفتار شهروندی در سطح ملی و کلان نداشته و بیشتر بر محیط های نزدیکتری نظیر سطح محلی تاکید دارند و در این سطح به مشارکت و فعالیتهای اجتماعی می پردازند. در سطح محلی رفتارهای شهروندی با فعالیت های نظیر کمک به انجام امور مربوط به ایالت ها و محلات ، مشارکت در طرح های محلی و توجه به الزامات شهروندی ، شناخته می شوند. همانطور که قبلاً نیز ذکر شد ، عده ای دیگر نیز بر جنبه سازمانی رفتارهای شهروندی تاکید کرده اند و معتقد بودند که رفتارهای شهروندی سازمانی برای ایجاد یک جو سالم در درون سازمان به خصوص برای بهبود کیفیت خدمات در سازمانهای دولتی مورد نیاز است . سطح بالای از مشارکت شهروندی در حوزه دولت و اجتماع ، با میزان مشارکت و درگیری در شغل سازمانی در ارتباط بوده و باعث افزایش دموکراسی سازمانی ( که خود منجر به بهبود پیامد های سازمانی می شود ) . ( پترسن ، (1990) ، سوبل ، (1993) . اکثر این مطالعات بر اهمیت رفتار شهروندی در همه انواع و اشکال در حوزه مدیریتی و به خصوص در حوزه اداره امور دولتی تاکید کرده اند . در تئوریهای مدیریتی به خصوص در حوزه دولتی بر رفتار شهروندی در سطح ملی و رفتار شهروندی در سطح سازمانی تاکید شده است . رفتار شهروندی عمومی بر رفتار شهروندی سازمانی تاثیر می گذارد . به گونه ای که افرادی که در سطح اجتماع رفتارهای شهروندی را رعایت می کنند در سطح سازمان نیز به منظور بهبود شرایط کاری سازمان رفتارهای شهروندی را از خود بروز می دهند . در حوزه مدیریت دولتی ، رفتار شهروندی در سطح سازمان تحت تاثیر عوامل مختلفی قرار دارد ، عواملی نظیر درک کارکنان از انصاف و عدالت سازمانی ، تعهد سازمانی ، درک کارکنان از میزان پشتیبانی سازمان از آنها و…(دانایی فرد وابراهیمی،1387).
2-1-10) عوامل ایجادکننده رفتار شهروندی در سازمان ها
دراین بخش بطور مختصر به مهمترین عوامل ایجاد کننده رفتار شهروندی سازمانی اشاره می شود.
1- رضایت شغلی:
به طور کلی تحقیقات نشان می دهد، که رضایت شغلی و رفتار شهروندی سازمانی یکدیگر را تقویت می کنند. محققان دریافتند که بین معیارهای عمومی رضایت شغلی و رفتار شهروند سازمانی، رابطه ای معنادار وجود دارد. در اصل ایده ی اولیه درباره ی بروز رفتار شهروند سازمانی از این اعتقاد اورگان شکل گرفت که رضایت شغلی تمایل کارکنان را برای کمک به همکارانشان و بروز رفتارهایی که به حفظ و بهبود ساختار سازمان کمک می کنند، افزایش می دهد. در هر صورت سایر تحقیقات که در حوزه های مختلف صورت گرفتند نشان دادند که رضایت شغلی موجب رفتارهای شهروندی در کارکنان می شود. بورمن اظهار می کند که رابطه ی بین رضایت شغلی و رفتار شهروند سازمانی به معیارهای رضایت شغلی وابسته بوده و رضایت شغلی شناختی (مبتنی بر ارزیابی منطقی از شرایط کاری، فرصتها و ستانده ها) نسبت به رضایت شغلی عاطفی (براساس ارزیابی عاطفی کلی مثبت به شغل) اهمیت بیشتری در پیش بینی رفتار شهروند سازمانی دارند. افرادی که از سطح بالایی از رضایت شغلی برخوردارند، گرایش بیشتری به نمایش رفتارهای شهروند سازمانی دارند و تمایلی برای جستجوی شغل دیگر یا ترک سازمان در آنان دیده نمی شود. از اینرو کارکنانی که احساس رضایتی به کارشان دارند، نسبت به مشارکت در فعالیتهای فرانقشی مشتاق خواهند بود. ارگان و لینگل (1995) دریافتند که رضایت شغلی بطور کلی باعث تقویت بعد نوع دوستی رفتار شهروندی می شود. در نهایت می توان گفت که بین رضایت شغلی و رفتار شهروند سازمانی رابطه ی مثبت و معناداری وجود دارد (مرزوقی و همکاران، 1389).
2- عدالت سازمانی:
عدالت سازمانی به رفتار منصفانه و اخلاقی افراد درون یک سازمان اشاره داشته و با سه عامل برابری، بی طرفی و عدم تبعیض تعریف می شود. ادراک از عدالت سازمانی، یک الزام اساسی برای کارکرد مؤثر سازمان ها و رضایت شخصی افرادی است که در سازمان ها مشغول به کار هستند،. همچنین ادراک عدالت در شکل دادن نگرش ها و رفتارهای کارکنان، نقش بسیار مهمی را ایفا می کند (فانی و همکاران، 1392).
3- تعهد سازمانی:
تعهد سازمانی به منزله ی قدرت مبتنی بر هویت فردی و مشارکت در یک سازمان در نظر گرفته می شود. از آنجا که تعهد، جهت رفتاری را مشخص می کند، وقتی که انتظار از پاداش های رسمی سازمانی برای عملکرد وجود دارد، تعهد احتمالاً تعیین کننده رفتار شهروندی سازمانی است (سید جوادین وهمکاران، 1392).
4- حمایت سازمانی :
حمایت سازمانی، نتیجه نوع رابطه بین کارکنان و سازمان است. مبنای این رابطه در انواع تعاملاتی که بین کارکنان و سازمان صورت می گیرد، ریشه دارد. از دیدگاه پژوهشگران سازمانی، ارتباط بین کارکنان و مدیران فقط از طریق منابعی مانند پول، خدمات و اطلاعات نشأت نمی گیرد بلکه منابع شخصی و احساسی مانند تایید، احترام و حمایت را نیز در می گیرد (دعایی و برجعلی لو، 1389). حمایت سازمانی بعنوان مجموعه ای از سیاست ها، فعالیتها، رویه ها و ابزارها تعریف می شود، که کارکنان را در جهت دستیابی به اهداف و توسعه و رشد شخصی شان یاری می رساند (Yavas & Babakus, 2009). به نظر می رسد که حمایت درک شده از طرف سازمان توسط کارمندان، تاثیرمستقیمی بر بروز رفتارهای شهروندی سازمانی داشته باشد. در این جا منظور از حمایت سازمان از کارکنان، توجه سازمان به آسایش آنان می باشد.سازمان های حمایتگر سازمان هایی هستند که خدمات کارکنان خود را به طور عادلانه جبران می کنند، به نیازهای آن ها توجه دارند و به کارکنان خود افتخار می کنند. تحقیقات انجام شده نشان از وجود رابطه ای مستقیم بین حمایت سازمانی و بروز رفتارهای شهروندی دارد.
5- معنویت در کار:
معنویت در محیط کار یک از متغیرهای مهم کسب وکار و مدیریت در قرن 21است که اواسط دهه 90 به طور جدی مطرح شده است. معنویت در محیط کار را می توان اینگونه تعریف نمود:«درک وشناسایی اینکه بعدی از زندگی کارکنان درونی و باطنی است که این بعد قابل پرورش است و به واسطه انجام کارهای با معنی در زندگی افزایش می یابد».معنویت در محیط کار دارای توان بالقوه فراوانی جهت اثرگذاری بر متغیر های سازمانی و احتمالا رفتارشهروندی سازمانی است (فرهنگی وهمکاران، 1385).
6- شخصیت :
تحقیقات مختلف نشان می دهند که ابعاد مختلف شخصیت می توانند بر بروز رفتارهای شهروندی سازمانی موثر باشند. حتی بورمن وموتویلد پیشنهاد کرده اند که ابعاد شخصیتی در پیش بینی رفتار های شهروندی سازمانی ، می توانند حتی بهتر از پیش بینی عملکرد شغلی عمل کنند. برای مثال تحقیقات نشان داده اند که بعد وظیفه شناسی شخصیت ، قوی تری رابطه را با بروز رفتار های سازمانی دارد. بعضی تحقیقات دیگر نیز عامل وجدان از ابعاد شخصیتی را مهم ترین عامل بروز رفتار های شهروندی سازمانی می دانند. بالغ بر 200 پژوهش در حوزه رفتار شهروندی سازمانی انجام شده که نتایج همگی آنها بیانگر رابطه بین رفتار شهروندی سازمانی و شخصیت در سازمان ها است (رافضی وهمکاران، 1391)