پایان نامه ایهام تناسب و نمایش نامه

دانلود پایان نامه

-مهریهاش را ببرد. ایهام تناسب 326
-حاج آقا بریده اند وبرگشته اند ایران. ایهام تناسب 371
-هنوز چشم ش دنبال سوزی است. ایهام تناسب 40
جملهی معترضه
-« روی شانه ی راست-آن قدر که از باب استحبابات به خاطرش مانده است-دراز کشیده است » 414
– «حالا گیرم تو-دور از حالا-مردی وکفنت- بیادبی میشود-افتاد دست یک نانجیبی مثلِ….» 421
-« همین الان گروههایی، فاحشه کشها را-حتا در صورت تبرئه-تهدید کردهاند به مرگ….» 462
– «همین سوزی-آن زمانها جلوِ کلاس مینشست-دست بغل دستیش را گرفته بود…»
شکل نمایش نامهای متن، برای توصیف بهتر و تصویر سازی
سوزی؟! نایس نیم! بهتر است فراموشش کنی! بعضی دخترها قدر پسرهای خوبی مثل تو را نمیدانند…(به ارمیا چشمک میزند) اما من میدانم . 409
هرچه میکشم از دست شما بیمعرفتهاست …. شما نامردها….. (بلند میشود وسیگارش را زیر پاخاموش میکند) 418
چه میگویی آرمیتا؟! گوزن چیست… (کمی فکر میکند.) تو از کجا خبر داری؟! 431
هنوز دست از ایرانی بازی برنداشتهایی…. (میخواهد تلخی حرفهایش را بگیرد.) 432
مجری ادامه میدهد: بینندگان زیادی درخواست داشتند تا آن جانگل آنکلِ صبح را دوباره پخش کنیم. (دستش را دور گونههایش می گیرد و لپش را باد میکند.) 434
همین الان گروههایی، فاحشهها را- حتا در صورت تبرئه- تهدید کردهاند به مرگ… (قاضی تذکر میدهد. بیل صفحهای دیگر را از روی میزِ کنارِ دست منشی برمیدارد.) 462
به این کتاب، به همین سوی چراغ، به همین مجلس ختمِ آقا، به این قبله… (دورتا دور، دنبال قبله میگردد و عاقبت دستش را میگیرد به سمت قاضی) به همین قبلهی محمدی…. 463
اگر میخواستم با مردم داد و بیداد کنم که این دستکشها را درمیآوردم و یک شنل مثلِ این بابا تنم میکردم…(آرمیتا داد میکشد، یِس س س!) 466
متهم، ارمیا موآمر… (تصحیح میکند) ارمیا معمر … 470
بازی با کلمات (استخدام)
« همان جور که از کاندوی شماره دوازده، ویلای شماره نوزده را میپایم، صدایی در گوشم میپیچد که « إن بعض الظَّن إثم». انگار که صدای سهراب باشد. باور نمیکردم که تا این جا دنبالم بیاید. حتا اگر تا این جا هم میآمد، باورم نمیشد که آیهای از قرآن را بتواند از حفظ بخواند! « إن بعض الظَّن إثم ». در سرم دَورانی است. صدای سختی میگوید: یعنی « همانا بعضی از زنها فقط اسماند .» مثل همین آرمیتا. هیچی نیستند. فقط اسم زن را روی خودشان گذاشتهاند. نه حیایی، نه حجابی … خندهام میگیرد.»
در اینجا، علاوه بر اینکه با کلمات این آیه بازی(نه در معنای منفی) شده است. چون ارمیا، هم به آرمیتا شک دارد و هم به از حفظ قرآن خواندن سهراب، تناسب لفظی و معنایی کاملا رعایت شده است. ص61،62
-در صفحات 191و192 با کلمات چه گوارا( در مورد نوشیدن آب ) و چهگُوِارا (شخصیتی انقلابی ) بازی کرده است. گویی هردو این کلمات یکی است. شاید بتوان گفت با ایهام تبادر جناس تام این کارا انجام داده است.