پایان نامه تفکر دینی و ویژگیها

دانلود پایان نامه

در صفحهی74 بعد ازجملاتی کوتاه که منتهی میشود به دیدن و باز دیدن و… تارسیدن به این نتیجه که آن دو برای هم ساخته شدهاند.


و باز حضور بیمقدمهای که با آن گویی میخواهد به سؤالات بیشماری که قطعاً در ذهن خوانندهی کنجکاو شکل میگیرد، پاسخ گوید « و یک آدم حسابی بیاید و هزار بار دیگر این چند جملهی بالا را مرور کند … چهطور میشود از این چند جمله به این نتیجه رسید که آدمیزاد شریک زندهگیش را پیدا کرده است؟
اما نویسنده میگوید: معماری همهی ازدواج-ها همینگونه است. هر زنی رازی است. ازدواج، کشف راز نیست، معماری این راز است …. » و در یک صفحه، ازدواج را به زیباییی توصیف می کند. صص74و75
-با همان جملهی همیشگی « نویسنده می نویسد»، صحبت خود را آغاز میکند اما جملهی خود را نیمه تمام رها میکند؛« نویسنده مینویسد تفاوت فرهنگی در جوامع مختلف … بعد یادش میافتد که مقاله نمینویسد. پس آرمیتا را با لباس یک سرهی جلو سینهدار کنار تشت تعویض روغن تویوتا ترسل رها میکند.» ص80
-جایی که بحث بر سر مسئلهی نهچندان جالب دستشویی و تفاوت دستشوییهای فرنگی و ایرانی و ایستاده و نشسته است؛ نویسنده، بدون هیچ مقدمهای میآید و آنها را به تفاوت سنت و مدرنیسم تشبیه میکند؛ البته از آنجا که در سراسر داستان نیمهی سنتی و مدرن ارمیا با هم درگیری دارند، چندان هم بی ربط به نظر نمیآید.
«نویسنده مینویسد، اصلاً تفاوت سنت و مدر نیسم چیزی است شبیه به همین سولاخ خلاهای قدیمی و سوراخ توالتهای فرنگی که با همهی تفاوت معماری، یک کارکرد دارند؛ تازه یک جورهایی تهشان به هم وصل است … » ص89
– وقتی در طول سفر لاسوگاس، بحث بر سر معماری و نگاه فرویدی خشی به این مسئله است، می نویسد: « اگرچه صلیب بهعنوان نماد مسیحیت، از دو خط خشک و صلب ساخته شده است و هلال بهعنوان نماد اسلام، از خطی نرم ساخته شده است در عوض طراحی زندگی ما مملو میشود از خطوط خشک مثل خودرو پیکان و ساختمان مجلس شورا و طراحی زندهگی غرب میشود مملو از خطوط منحنی مثل خودرو لکسوز و سنت لوئیس آرک و …» صص99،100
این ویژگی در صفحات زیر نیز وجود دارد.
99،103،108تا111،126،144،145،169،183،185،190،200،205،208،210،253،276،291، 302،331،357،387،402،407،422،445و469
در این داستان، به مواردی بر میخوریم که نویسنده یک کلمه یا اصطلاح را نام میبرد و بعد برای توضیح بیشتر، تعریفی از آن میآورد.
-استحماری یعنی خر کنی! ص9
-اسکای تاور، یعنی آسمانخراش ص24
-بابل به عبری یعنی« باب ایل»! یعنی در پروردگار ص26
-« گیومی ا فایو» یعنی یک پنج به من بده! گور بابای ترجمه ؛ یعنی بزن قدش! یعنی پنجهات را بکوب تو پنجهام. یعنی دستت را به من بده، دستهای تو با من آشناست … ص29
-… صلوات اول را جلیلتر بفرست! جلی را میگوید جلیل! ص43
-چهار پاوند، یعنی حدود دو کیلوگرم ص193
نتیجهگیری:
در این پژوهش سبک شناسانه، ” داستان بیوتن ” از چند جنبه مورد بررسی قرار گرفته است. زبانی، ادبی، فکری و ویژگیهای داستانی. روش کار به این صورت بود که پس از چندین بار مطالعهی کتاب واستخراج ویژگیهای برجستهی متن، آنها را در سه گروه زبانی، ادبی و فکری تقسیم کردهایم. سپس ویژگیهایی را که ذیل این سه عنوان میگنجیدند بررسی و بسامد هر یک را بهدقت ذکر کردهایم. مواردی را که در این دسته بندی جای نمیگرفتند، تحت عنوان ویژگیهای داستانی آوردیم.
آنچه طی این پژوهش بارز و چشمگیر بود، ویژگیهای ادبی داستان بود. این موضوع نشان میدهد که سبک و شیوهی داستان به سمت ادبیشدن سوق پیدا کرده است. ویژگیهایی چون تکرار، استشهاد به آیات ، احادیث و به ویژه تورات، ذکر جزئیات دقیق، توصیف و… که همین ویژگی متن را به نثری آهنگین مبدل کرده است. از لحاظ زبانی هم آنچه برجستهتر است، رسمالخط خاص و متفاوت کتاب است که بهنوعی ساختار شکنی است و آن را از نوشتههای مشابه خود متمایز کرده است. تفاوتهایی چون: تکنیک اتصال و انفصال واژهها یا آوردن یاء به جای همزه و موارد دیگر .
از لحاظ فکری نیز، با بررسی دقیق و موشکافانه دریافتیم که تفکر حاکم بر داستان، تفکر دینی است. دلیل این ادعا، تشابهات و ارجاعات این داستان با داستان ارمیای نبی در تورات عهد عتیق است. از نظر ویژگیهای داستانی نیز نوع روایت و تشتت حوادث و سایر ویژگی منحصر به فرد آن، بهدقت مورد بررسی قرارگرفته و با ذکر نمونههایی عنوان شدهاست.
حاصل این پژوهش و بررسی، سبک شخصی امیرخانی را آشکارکرده و تفاوت و تمایز آن را با سایر آثار مشابه معاصر نشان میدهد. مطالعه و تحقیق بر روی داستان بیوتن – و دیگر رمانهای نویسنده- نشان میدهد که او در تمام زمینهها دقت بسیاری داشته و نکتهای نیست که بیدلیل بیان شود بهطور مثال وقتی قرار است بهمسئلهی پول تاکید شود، همه چیز در راستای این تاکید قرار میگیرد. از به کار بردن اعداد و علامت سجدهی واجبه و دلار گرفته تا بحث و جدل شخصیتها بر سر همین مسئله. امیرخانی به گفتهی خود حدود شش سال روی این کتاب کار کرده و از آنجا که حوادث داستان در آمریکا روی میدهد، به این کشور سفر میکند تا همه چیز حقیقیتر و ملموستر به نظر بیاید. در پایان به این نکته اشاره میشود که خواندن آثار امیرخانی بهخصوص دو رمان برجستهی ( منِ او و قیدار ) در کنار هم به شناخت سبک وی کمک بسیاری کرد و انس با آثار او مرا تشویق کرد تا تلاشی هرچند ناچیز برای آشنایی با تفکر و شیوهی داستان نویسی وی ارائه کنم.
کتابنامه ( فهرست منابع و مواخذ)