پایان نامه دین اسلام و حضرت محمد

دانلود پایان نامه

در شب افطاری حاج عبدالغنی وقتی ارمیا با حال خراب از ساختمان امپایراستیت بیرون میآید و ضجه میکشد: کجایی سهراب؟! یک مرتبه صدایی بلند میشود که: سهراب تهران چی؟ ارمیا به دنبال صدا میگردد اما درهمین هنگام یکی از فوردها ازجا کنده میشود و با سرعت از آن جا دور میشود . ارمیا فقط در یک نگاه میتواند راننده را ببیند و با خود میگوید: حاج مهدی بود انگار … حاج مهدی فرمانده گردان24 …چهکار میکند توی تاکسی فوردزرد رنگ نیویورک؟ نکند او هم مثل سهراب آن جا باشد؟ نکند همهی شهدا برگشته باشند؟ نکند رجعتی درکار باشد؟ ص 241، 242


تقریباً در اواخر داستان وقتی که در روز عقد کنان ارمیا، از طرف بچههای گروهان یک کفن برای ارمیا فرستاده میشود و او آشفته و شیدا سر به خیابانها میگذارد، بعداز خواندن نمازظهر وعصر سهراب را میبیند و میگوید چرا به دیدین نمیآیی! توباید بیایی … اگر نیایی توی این غربت دق می کنم … و حاج مهدی جواب میدهد: بعدتر همه باهم برمیگردیم … تازه داداش! اینهمه که تو این سفر میآمدم پیشت و باهات حرف میزدم اشانتیون رجعت بود!(ص379) نکتهی مهم دیگر، ماجرای فرستادن کفن در روز عقدکنان است و این که ارمیا هرجا میخواست به عمد آن را جا بگذارد نمیتوانست ” بسته را به سینه میفشارد. بعد کمی دورتر میگیرد و آرام کاغذ دورش را باز میکند. پارچهی کرباسی و سفید … باز میکند … دوتکه، … مجموعاً دقیقاً به اندازهی قامتش … ” (ص360)
این نکات و اشارات در کنارآن اشتباه عمدی، ما را به این نکته دلالت میدهد که نویسنده می‌خواهد یک فضا و موقعیت فرضی را برای ما ترسیم میکند.(این ویژگی ادبیات پست مدرن است که تمام آنچه که اتفاق میافتد موقعیتهای فرضیای است که نویسنده ایجاد میکند و لزوماً ارتباطی با عالم واقع ندارد) رمان بیوتن را نباید با دید یک اثر رئال خواند. شاید بشود، یعنی ممکن است بتوانیم این کتاب را اینگونه بخوانیم که یک رزمندهی جانباز در بهشت زهرا با دختری که از آمریکا آمده، آشنا میشود و حرفهای عرفانی قشنگی دربارهی شهدا وخودش میزند و دختر هم گریه میکند و رزمنده دل در گرو ….
اما باتوجه به مبحث رجعت که به آن اشاره شد، نویسنده، یک شهید یا در واقع دوشهید را (ارمیا وسهراب که مظهر پاکی و صداقت هستند ) در یک موقعیت فرضی در آمریکا قرار داده است و میخواهد واکنشها و رفتارهای این شهدا را درآن محیط برای ما ترسیم کند.
سبک امیرخانی در داستانهایش اینگونه است که چیزهایی را برای شخصیتهایش مقدر میکند. نویسنده در این داستان برای ارمیا مقدر کرده است که مانند یک آدم درآمریکا زندگی کند. برای سهراب هم همین را مقدر کرده با این تفاوت که ما میدانیم سهراب شهید است، خودش هم میداند؛ اما ارمیا فعلاً قرار است مثل یک آدم عادی در آمریکا زندگی کند.
تشابهات داستان بیوتن با داستان ارمیا در تورات
“در تورات، اورشلیم، شهری است که قبلاً شهری الهی و مورد توجه و عنایت خاص خدای بنیاسرائیل بوده است حالا به خاطر معصیتهایش و از همه مهمتر (باتوجه به هشدارهایی که ارمیا مدام به مردم اورشلیم میدهد) به خاطر عمل نکردن به شریعت باید عذاب شده، تبعید شوند و به بابل بروند. بابل چیست؟بابل در تورات مظهر تشویش و درهم ریختگی زبان و نیز مظهر معماری است. بابل یکی از اسطورههای ادبیات در همهی دنیاست(نه فقط ایران)، ادبیات غرب هم متأثر از عهد عتیق وجدید، به خصوص عهد عتیق تورات است. بابل هم اسطورهی معماری وهم اسطورهی تشویش و درهم ریختگی زبان است.
در تورات گفته میشود: خدا(یهوه) به فرشتگان میگوید، بروید پایین و کاری کنید که مردمان زبان هم را نفهمند و من، خدای بابل، زبانهای مختلف را در میان اینها میافکنم تا اینها حرف هم را نفهمند»”
توجه به چند نکته در داستان ضروری است. اول اینکه چالش ارمیا در آمریکا، بحث شریعت است(دقیقاً همان چیزی که در تورات بوده) دوم تأکید شدید و توضیح در مورد معماری آمریکا؛ مثل ارک سنتلوئیس یا ورودی فرودگاه جی.اف.کی در نظر داشته باشیم که ارمیا هم معمار است و فامیل او معمر. معمر از یک جهت با معماری و از جهت دیگر با آبادی وعمرانی نسبت پیدا میکند . سوم درهم ریختگی زبانها و اینکه هیچکدام از افراد داستان حرف یکدیگر را نمیفهمند؛ اما با وجود این، باهم زندگی میکنند. چرا؟ به خاطر پول و منفعت مادی. نویسنده کلیدیترین نکتهی بابل این روزگار را پول قرار میدهد. آمریکا دراین داستان، مظهر بابل است و ارمیا به نمایندگی از قومش باید به آمریکا تبعید شود و تجربه ی زندگی در بابل این روزگار را پیدا کند وهمان طور که در تورات به بحث شریعت تأکید زیادی میشود ما می بینیم که درگیری ارمیا با این افراد در سراسر داستان همین شریعت است. مثلا شغل موزع گوشت حلال را برای خود انتخاب می کند. که به نوعی کمک به مسلمانهایی است که در آن جامعه به دنبال غذای حلال هستند. دعوایی که درشب افطاری حاج عبدالغنی به راه میاندازد، اوج همین چالش ارمیا برای احیای شریعت اسلامی است.
از همان ابتدای داستان متوجه میشویم که برای ارمیا هیچ چیز مهمتر از شریعت نیست. برای همین است که آرمیتا روسری سر میکند.آرمیتا درمدت آشناییاش با ارمیا(چه درایران و چه بعد ازآن) میداند که، درست است که ارمیا به آمریکا می آید اما قرارنیست از موضع شریعت عدول کند. ارمیا به نفع آرمیتا کوتاه میآید و به آمریکا میآیدو سعی میکند خودش را با محیط تطبیق دهد اما آرمیتا خوب میداند که این سازگاریها تا مرز شریعت است، پس اوهم باید با اصول ارمیا کنار بیاید. پس روسری سر میکند، هات داگ با گوشت غیر حلال نمیخورد و ….؛ نقطهی محسوری بحثهای خشی با ارمیا هم،بحث شریعت است. به این صورت که: ارمیا یک نکتهی شرعی را رعایت میکند، بعد خشی معترض میشود که یعنی چه، چرا؟ وآن مسئله را توجیه میکند. خشی دراین داستان مظهر کسانی است که شریعت را زیر پا میگذارند. نکتهی چهارم، در کتاب ارمیای نبی در تورات ، اورشلیم همیشه به شکل زنی در نظر گرفته شده که یهوه(خدای تورات) شوهر این زن است و همین خدا خطاب به اورشلیم (آنجایی که میخواهد به او بگوید تو ازمن عدول کردی) میگوید: تو به زیر هر درخت سبزی رفتی و با هر مردی زنا کردی.
درطی داستان باشخصیتی به نام سوزی آشنا میشویم که میتوان او را نماد اورشلیم دانست. اورشلیمی که دارد ویران میشود. در تورات بعداز کتاب ارمیای نبی بخشی هست ملحق به ارمیا به نام بخش نیاحات یعنی نوحههای ارمیای نبی. در این نوحهها ارمیا بر اورشلیمی که مردمش به بابل تبعید شدهاند می گرید و برای آن مرثیه میگوید. نویسندهی کتاب، نام فصلی را که سوزی به جنگل میرود وخودکشی میکند رامی کشد و ارمیا حتی رابطهی زناشویی خود با نوعروسش را به بعد از پیدا شدن سوزی موکول میکند و برای یافتن سوزی به جنگل می رود ،« مراثی » گذاشته است؛ یعنی مرثیهها.
نکتهی پنجم: در بخشی از کتاب تورات، ارمیا ازشهر بیرون میرود. وقتی به شهر برمیگردد یک نوع خیش یا پالهنگ به گردنش میبندد و در دروازهی شهر میایستد و به مردمان میگوید: ای مردم، پالهنگ ببندید زیرا بهزودی عذاب بر شما نازل خواهد شد و این کار را برای شما انجام خواهند داد پس خودتان پیشاپیش آن را ببندید!
یکی از معانی پالهنگ این است که مقید باشید، در روایات اسلامی آمده است که(المؤمن ملجم، مؤمن افسار دارد)، یعنی مؤمن هرجایی نمیرود. اما چرا ارمیای داستان بیوتن که رزمنده و جانباز است باید به آمریکا برود و سعی کند آنجا زندگی کند؟ چون آمریکا همان بابل است و این اسارت درآنجا اتفاق افتاده است این اسارت چیزی نیست جز مسخ دین.
برای توضیح بیشتر باید به استدلالهای خشی توجه کرد! خشی اصلاً مدعی نیست که اسلام را قبول ندارد بلکه معتقد است این ارمیاست که دین اسلام را نابود می کند و به او میگوید: اتفاقاً این منم که دین اسلام را میفهمم و تو برعکس آن را بدجلوه میدهی و کاری میکنی که دیگران دین ما را به مسخره بگیرند. ( قضیهی دستشویی رفتن در راه سفر لاسوگاس …)
دین مسخ شده، یعنی دینی که به خدمت دنیا درمیآید. یعنی اگر دین با مسیر زندگی(آن هم زندگی با تعریف اصالت سرمایه) جور دربیاید ما دین را قبول داریم اگر جور درنیامد آن را به نفع اصالت سرمایه تأویل میکنیم. این است اسارت زندگی یک انسان دیندار در جهانی که دین در آن مسخ شده است و در واقع شریعت که پیکرهی دین را میسازد مسخ شده است. رمان(یابهتر بگوییم نویسنده) قصد ندارد کسی را مقصر جلوه دهد بلکه پیشگویی میکند و یک وضعیت را توصیف میکند.
یکی دیگر از وجوه تشابه این رمان با داستان ارمیا در تورات این است که در تورات، ارمیا چندین بار از زبان یهوه میگوید: شما قلبتان ختنه نشده است. در داستان بیوتن شخصیتی به نام جانی که سیاه پوست است برای اینکه بتواند با سوزی ازدواج کند، باید ختنه کند. جانی در نهایت هم به وصال سوزی نمیرسد و مسلمانها بدوبیراه میگوید. ممکن است نویسنده درخودآگاه خود به این تشابهات دقتی نداشته باشد اما حضور و انس با داستان ارمیای نبی باعث انتقال مفاهیم مشترک به بیوتن شده است. درست مثل استفاده ازآیههای قرآن که در این کتاب کم هم نیست.
درقیامت، انسانهای مستضعف خطاب به خداوند میگویند: ما مستضعف بودیم و نمیتوانستیم دینمان را حفظ کنیم و فرشتگان جواب میدهند: ألم تکن الارض اسه واسطه فتهاجروا فیها … زمین خدا وسیع بود، پس چرا مهاجرت نکردید … .
وقتی این آیهی قرآن را با متن کتاب تطبیق میدهیم، میبینیم اگر روزگاری بود که میشد برای حفظ دین هجرت کرد؛ الان در دنیایی زندگی میکنیم که امکان هجرت نیست و این کفر و این مسخ دین جهانی شده.
در اواخر داستان وقتی ارمیا برای دفاع از خود میگوید: من روی زمین خدا بودم. جواب میشنود که درآمریکا زمینها یا دولتیاند یا خصوصی، زمین خدایی وجود ندارد؛ یعنی دنیایی شده که در آن زمین خدا معنی ندارد. ازمجموع مطالب گفته شده میتوان گفت که این کتاب، یک کتاب آخرالزمانی است. و با دیدی موعود گرایانه افقی روشن را نشان میدهد.
امام زمان(عج) قیام میکنند، تاوضع موجود را اصلاح کند. حال اگر ما حافظ وضع موجود و در ظاهر طرفدار امام زمان(عج) باشیم، در واقع دشمن آن حضرت هستیم. یوسف علی میرشکاک جملهای دارد با این مضمون: پیروان ظاهر مذهب و مدعیان مذهب ظاهر در یک نقطه به هم میرسند و آن هم حفظ وضع موجود است و امام زمان(عج) که بیاید با هردو گروه درگیر میشود. مذهب ظاهر، دین افرادی مثل خشی است و ظاهر مذهب، دین اشخاصی مثل گاورمنت است. این کتاب یک کتاب آخرالزمانی است و به نوعی وضع موجود جهان را ترسیم می کند. دنیایی که اگر یک انسان بخواهد دینش را حفظ کند دیگر نمیتواند.
حضرت محمد(ص) می فرمایند: «فرق روباه با بقیهی درندهها این است که وقتی بچهاش بهدنیا میآید با فک و پوزهاش، مرتب جایش را عوض میکند تا بقیهی درندهها او را نخورند ، آن را ربط میدهد به وضعیت آخرالزمان و اینکه روزی میرسد که تو برای اینکه بتوانی دینت را حفظ کنی مجبور میشوی جایت را عوض کنی.»
ویژگیهای داستانی