پایان نامه رضا امیرخانی و دین اسلام

دانلود پایان نامه

-آرمیتا، خاطرهای ازایران و دبیرستان را برای بقیه تعریف میکند. که آنها در مدرسه مجبور بودند سورههای قرآن راحفظ کنند، یکی از سورهها، سورهی والشمس وضحیها بوده است. دوستشان سوره را میخواند تا میرسد به« فکذبوه فعقروها فدمدم علیهم ربهم» و گیرمیکند. « همین سوزی- آن زمان ها جلو کلاس می نشست- دست بغل دستیش را گرفته بود و می زد به خودش ..
جیسن پیش از باقی میخندد:
-بذنبهم فسواها! -آره می گفت بزن بهم! بزن بهم! – همه میخندند. جیسن میگوید: امروز از آن روزهاست! چه قدر میخندیم. خود خدا هم توی قرآن میگوید: « کل من علیها فان»! یعنی هر« من» برایش «فانی»است. برای هر انسانی تفریحی گذاشتهایم.
جیسن من و فان عربی را انگلیسی خوانده است.» ص267
به نظر خود این افراد، این کار تفسیر هرمنوتیک مدرن از قرآن است.
-گادبلسد دیگر گادبلسد یو هم نمیگوید.
خدا بیامرزد!god belessed
-اصلا″ قطعاً″ ا لغت فارسی است که با سیتی از ذهن ت حذفش کنی! ″قطعا″ وجود ندارد. انجام شد)! آسانسور رسید!Done-خشی آرام زیر لب میگوید: -وَ جَنَی الجَنَتَین دان! دآن (دان عربی را با دآن انگلیسی یکی میکند) ص287
-نویسنده که بین گردن کلفت و رِد نِک گیر کرده است، گردن کلفت را این گونه مینویسد: گ- ردن ک- لفت! ص302
واجهای گردن کلفت را جداکرده تا ردنک را از داخل آن بیاید.
)(ظرفیت) زهرمار بخور دیگه …Capacity-« نشد ا مجلس را به هم نزنی! به اندازهی کپسیتی(
کپه اوغلی به من میگوید کپه سیتی! خودتی! …»
میان دار کپسیتی به معنای ظرفیت را با یک فحش اشتباه کرده.
-« لهجه ای آمریکایی پشت گوشی میگوید: -دیرآمدهای … حاج آقا بریدهاند و برگشته اند ایران!
ارمیا در ذهنش بریدن حاج آقا را پیوند میزند به ختنهی جانی و لبخند میزند. » ص371
فعل بریدن را با ایهام تبادر، به یک معنی دیگر و مرتبط به داستان پیوند میزند.
-« شاه عبدالعظیمی بود بویش؟! کینگ عبدالگریت بود؟! گات ایت ؟کینگ یعنی شاه وگریت هم یعنی عظیم دیگر!»
شاه عبدالعظیم را انگلیسی ترجمه میکند. ص374
-« و خشی بدون این که کسی از او خواسته باشد، می پرد وسط و مزه میاندازد که راستی شنیدهاید آن جوک را؟ وسط خیابان سه نفر که رفته بودند روی کول هم و به بالا اشاره می‌کرده‌اند ومیگفتند: «ما آسمان خراشیم، آن آسمان است، ما هم خرهاشیم!» ص25 مختصات فکری
رضا امیرخانی-آن گونه که خود میگوید- از دوران نوجوانی با تورات آشنا شده و به شدت تحت تأثیر زندگی ارمیای نبی قرار می گیرد. همین تأثیر از تورات و همچنین، آشنایی و انس نویسنده با قرآن باعث شده این داستان در موارد بسیاری به آیات، روایات بهخصوص تورات اشاره داشته باشد. در واقع داستان بیوتن مبتنی بر داستان زندگی ارمیای نبی است. و نام شخصیت اول داستان هم، ارمیا است. دراینجا تشابهات داستان بیوتن را با بخشی از تورات که مربوط به ارمیای نبی است، بررسی میکنیم. ارمیا رزمندهای است که در داستان ارمیا از دنیا رفت و نویسنده اورا به خاک سپرد. اما، در این رمان میبینیم که زنده است و برای ازدواج با دختری که به او علاقهمند است به آمریکا سفر میکند. اگر خوب دقت کنیم، به نشانههای بسیاری در داستان برمیخوریم که بیانگر این است که ارمیا در بیوتن هم زنده نیست. اوایل داستان و هنگام آشنایی آرمیتا و ارمیا در قطعهی48، ارمیا به او میگوید: این قبری که شما روی آن نشستهاید قرار بوده مال من باشد. قبرسهراب144 و قبرمن145. (ص139)
اواخر داستان(دقیقاً صفحهی آخر)، وقتی پیامکی از طرف ارمیا برای آرمیتا میآید. شمارهی قبر143 است.(ص480) این قطعاً یک اشتباه تعهدی است و امکان ندارد سهوی باشد. چون امیرخانی یک رمان نویس ناشی تازهکار نیست که چنین اشتباه بزرگی از او سر بزند.
ضمن اینکه میدانیم دیگر کسی در قطعهی شهدا دفن نمیشود، یعنی چنین سنتی نبوده که قبری را خالی بگذارند تا بعداً، کسی را که در آن گردان بوده و شهید نشده را بیاورند و در قطعهی بچههای گردان خود دفن کنند، این یک نکته ی مهم وظریف. نکتهی دیگر اینکه یکی از مهمترین ژرف ساختهای رمان، بحث رجعت است.” رجعت یک اعتقاد بنیادین شیعهی12 امامی است و که عقیده دارند درآخرالزمان کافران و مؤمنان خالص، زنده و در جنگ حاضر میشوند؛ البته این اعتقاد فقط مربوط به دین اسلام نیست و در دین زرتشت هم این اعتقاد وجود دارد. آنها معتقدند بعضی از پهلوانان ایزدی اوستا مثل گرشاسب(که همان سام است) زنده است و زیر برفها خوابیده است. از سوی دیگر ضحاک نیز هم که مظهر شیطان است، زنده است و درغاری در کوه دماوند پنهان شده است. در روز موعود، جنگی میان ضحاک و سام درمیگیرد. پس یعنی ایرانیان قبل و بعد از اسلام به رجعت معتقدند. “