پایان نامه هرمنوتیکی و تصمیمگیری

دانلود پایان نامه

-(هذا من فضل ربی) را مسلمانان واقعی میگویند که همه چیزشان و تمام موفقیتهایشان را از آن خدا میدانند. ص104
-در آمریکا، حرف اول و آخر را پول میزند و بارها به این نکته در سراسر داستان اشاره میشود در جایی که این مطلب به اوج خود میرسد، میگوید:
«و کسی دیگر در جایی از تاریخ فریاد میکشد: کُلُّ دِرْهَم عِنْدَهُم صَنَم … گروهی در زمان واپسین خواهند آمد که هر درهمی نزد ایشان بتی است. » ص147
– یک جا در سفر به لاسوگاس که ارمیا تشنه شده و قبل از خوردن آب میگوید: سلام برحسین و بحثی در میگیرد. تا … میرسد به این ترجمه گونه از قرآن« بگو: اگر آب تان در زمین فرو رود، چه کسی شمارا آب روان خواهد داد؟!» ص192
-ظهر یک روز ماه مبارک رمضان که ارمیا برای دادن گوشت نزد رضا لبنانی میرود و تشنه است. و خداوند در کتابش میگوید که بگو: « اگر آبتان در زمین فرو رود، چه کسی شما را آب روان خواهد داد؟! » ص193
-تقریبا در سراسر داستان بحث بر سر معانی مختلفی است که از املای متفاوت بیوتن به دست میآید و این جا ارمیا در حال زمزمهی این آیه است:
« وَ لَو تَقَولَ عَلَینا بَعْضِ الاَقاویل، لِاَخَذْنا مِنهُ بِالیَمِین، ثُمَ لَقَطَعْنا مِنهُ الوَتین ….» و اگر پارهای سخنان را به افترا بر ما ببندد، با قدرت او را فرومیگیریم و سپس شاه رگش را پاره خواهیم کرد … ص199
-شب افطاری عبدالغنی است، ارمیا مسافت زیادی را طی کرده تا مانع خوردن گوسفندی شود که ذبح حلال نیست. در درونش درگیری شکل گرفته که چه کند، بگوید یا نگوید …
ارمیا میگوید: صدایی پدرانه در گوشم میپیچد که « یا بُنَیَّ لَاتَقْصُصْ رُؤْیَاکَ» و صدایی پسرانه از درونم فریاد میکشد که«یا أبت أفعل ماتؤمر…» بعد این آیات معنا میشوند تا میرسد به آیات ابتدایی سورهی مائده در باب حلال وحرام ذبیحهها و این که میفرماید:« اَلیَوْمَ اَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُم وَ اَتْمَمْتُ عَلَیْکُم نِعْمَتی … » مائده، 3 و بعد تفسیر این آیه از زبان امام خمینی. امام در کتاب آداب الصلوه مینویسد: معنی آیهی شریفهی« یا اَیُهَا الَّذِیَنَ آمَنوا اَوْفُواْ بِالْعُقُودِ اُحِلَّتْ لَکُم بَهِیَمهَ الْاَنْعمِ… » مائده، 1
ای کسانی که ایمان آوردهاید، به قراردادها[ی خود] وفا کنید. برای شما [گوشت] چهارپایان حلال گردیده.
-شب است و بعد از مهمانی افطار عبدالغنی، ارمیا مردد است در تصمیمگیری برای انداختن سکه ها در پارکومتر … لکم فی القصاص حیات! ص243
-در ماجرای سکه انداختن داخل پارکومترها که نزدیک بود ارمیا دستگیر شود، خشی وارد ماجرا میشود و باز هم شروع میکند به تفسیر به رای برای سوء استفادهی بیشتر.
لایحزنهم الفزع الاکبر … وتتلق… تتلق … تتلق … تتلقاهم الملائکه هذا یومکم الذی کنتم توعدون … ص 250-251
-وقتی خشی با نگاه هرمنوتیک، به این نتیجه میرسد سورهی یس که قلب قرآن است همان مخففus است، ارمیا مبهوت این تفسیر و توجیه میشود. خشی به او میگوید: «مبهوت نباش! فبهت الذی کفر! در ادامهی همین بحث، خشی دلیل تغییر نام و معنای اسمش را که از قرآن گرفته است، این گونه بیان میکند: « توی همان سوره یس، آیهی11 آمده است که«خَشِیَ الرحمن بِالغَیبِ…» دیدم هم رحمان و مهربانی دارد، هم غیب و عالم اسپریچوال (معنوی) وهم خشی که به نظرم اسم قشنگی آمد» ص266
-جایی در داستان که، قرار است در مورد سر مشکلات ارمیا صحبت شود؛ وقتی همهی شخصیتهای اصلی داستان دریک کافه حضور دارند، خشی و جیسون شروع میکنند به بحث دربارهی آیات قرآن و کلمات آن، و به قول خودشان آن را با تفسیر هرمنوتیکی شرح میکنند. ارمیا میداند که باید جمع را ترک کند؛ زیرا نه میتواند چیزی بگوید و نه میتواند چیزی نگوید، پس قرآن را باز میکند و این آیه میآید: “و از این پیش در این کتاب بر شما نازل کردهایم که چون شنیدید کسانی آیات خدا را انکار میکنند وآن را به ریشخند میگیرند با آنان منشینید تا آن گاه که به سخنی دیگر پردازند…”.
“و قد نزل علیکم فی الکتاب ان اذا سمعتم آیات الله یکفر بها فلا تقعدوا معهم حتی یخوضوا فی حدیث غیره…”. ص 268
-شب قدر است و ارمیا تک و تنها برای خود شب زنده داری میکند و احیا میگیرد:
“چهار ستون نور به چهار گوشهی عالم امشب میزنند . تَنَزَّلُ المَلاِئکَهُ والرُوح…. فرشتگان الاهی همه از آسمان به زمین میآیند . ” ص281
-در همان شب قدر، موقعی که دیگر ارمیا تن ها نیست و سیلورمن پشت او ایستاده و تاشیکا و ماشیکا هم آمدهاند ، ارمیا با لحنی سوزناک روضه میخواند انگار:
” امشب کس دیگری هست که از همهی نورها تصویر میگیرد… چارستون نور را ببینید امشب… صدای پروردگار آمرزنده بلند است که آیا کسی باقی نمانده است که او را بیامرزم…. که ترجمه گونهای از قرآن است .اگر امروز هل من مزید او را نشنوی ، فردا هل من مزید دوزخش را به جان خواهی شنید …” ص283
-فَبِاَیآلاءِ رَبِّکُما تُکَذِبان الرحمن
« پس کدام یک از نعمتهای پروردگارتان را منکرید؟»