پایان نامه پیچیدگی و ویژگیها

دانلود پایان نامه

215،216 ″ ″


231،232 ″ ″
356 ″ ″ مواردی که شخصیتها، صدای نویسنده را میشنوند و در مورد همان مطلب اظهارنظر میکنند
-نویسنده مینویسد: اگرچه صلیب به عنوان نماد مسیحیت، از دوخط خشک و صلب ساخته شده است و هلال به عنوان نماد اسلام، از خطی نرم ساخته شده است، در عوض طراحی زندهگی ما مملو میشود از خطوط خشک مثل خودرو پیکان و ساختمان مجلس شورا و طراحی زندهگی غرب میشود مملو از خطوط منحنی مثل خوردو لکسوز وسنت لوئیس آرک و …
سوزی چیزی نمیگوید، بلند میشود و کنار آینهی توالت کاندویش میایستد و به بدنش کش و قوس میدهد و نگاه میکند. خطوط خشک یا منحنی؟! شرق یا غرب؟! صلیب یا هلال؟!
خشی برمیگردد به فصل آسمان خراشها وآنها را نیز فرویدی تغییر میکند.
سهراب چیزی نمیگوید. هیچ چیز … ص100
(Voice حضور نویسنده در داستان)
یکی از ویژگیهای منحصر بهفرد و خاص امیرخانی در نوشتن داستان و رمان این است که خود، به عنوان نویسندهی داستان وارد داستان میشود و نظرات خود را مطرح میکند.
این خصیصه را که برجستگی ویژهای به سبک وی میدهد را عدهی زیادی نمیپسندند و معتقدند که ساختار داستان را به هم میریزد. اما، همین ویژگی بهظاهر هنجارشکن از نگاه عدهای دیگر نقطهی قوت وی است و باعث تمایز وی از دیگر نویسندگان (چه معاصر وچه قدیمی) شده است.
آنچه که در بررسی سبکشناسی مورد اهمیت است و برجستگی آن موجب میشود که ما نویسندهای را صاحب سبک بدانیم بسامد بالای یک ویژگی است. همین ورود و حضور در داستان که هربار به دلیلی رخ میدهد در بیوتن بسیار اتفاق میافتد. دقیقاً 35 مرتبه. نکتهی مهم و قابلتوجه این است که نویسنده از هربار حضور خود منظور و مقصود خاصی دارد.
در صفحهی16 کتاب، جایی که بین شخصیت های داستان بحث برسر اسم « ارمیا » درگرفته است و هریک برحسب تفکر خود آن را معنا میکنند، نویسنده اینگونه به بحث خاتمه میدهد:
« نویسنده از نوشتهی بالا سر در نمیآورد. با دلخوری مینویسد که ارمیا اسم اولین رمانش بوده است. قصهای راجع به یک شخصیت به نام ارمیا. باهمان مشخصات فوق الذکر.»
ص16
و دقیقا بعد از همین پاراگراف به سوال« قصه یعنی این؟» که گویی جواب سوال مقدّر «قصه چیست؟» اینگونه پاسخ میدهد: « نویسنده می نویسد: قصه یعنی هر چیزی بهجز این پرت وپلاهایی که نوشتهام
قصه یعنی این: … » ص16
و وارد قصهی اصلی می شود.
در فصل اول که عنوان آن « یعنی» نیست و یک واژه، اصطلاح، … معنا میشود، هرجا که نیاز به توضیح بیشتر و رفع ابهام هست، نویسنده آگاهانه وارد داستان شده و توضیح میدهد.
اکثراً باجملهی :نویسنده مینویسد وگاه بدون این جمله، اما از نوع گفتارآن، ما متوجه می شویم که جمله از نویسنده است مانند:
« ارشاد از تکهی ذهن حضرت باری –توی پرانتز تعالی- به بعد را تذکر کتبی میدهد تا تکرار نشود.» ص26
جدا از اینکه، نوعی تازگی و خلاقیت دراین نوع حضور وجود دارد، این سؤال در ذهن خواننده شکل میگیرد که آیا واقعا چنین اتفاقی افتاده است یا نه؟!
-در فصل سوم، وقتی نویسنده ماجرای آشنایی ارمیا وآرمیتا را شرح می دهد(آن هم به شکل خلاصه و تاحدودی مبهم) باز با حضور خود در داستان سعی میکند مقداری ازاین پیچیدگی را توضیح دهد.