معماری پایدار در زمینه های طراحی مسکونی -شیوه های سکونت

شیوه های سکونت

سکونت بیانگر برقراری پیوندی پرمعنا بین انسان و محیطی مفروض می باشد. در مقدمه ی مذکور آمد که این پیوند از تلاش برای هویت یافتن یعنی، به مکانی احساس تعلق داشتن ناشی گردیده است. بدین ترتیب، انسان زمانی بر خود وقوف می یابد که مسکن گزیده و در نتیجه هستی خود در جهان را تثبیت کرده باشد. از سوی دیگر، انسان موجودی است یرگردان. او با در اختیار گرفتن عنوان مرد ره پیوسته در راه بوده و از این رو مکان گزینش را برای خود فراهم می آورد. او مکان خود و از این طریق نوعی قابل اعتماد از همدمی با انسان های دیگر را بر می گزیند. این مناظره ی کلامی بین عزیمت و بازگشت، یا بین مسیر و هدف، عصاره و گوهر آن “فضائیت” وجودی است که به واسطه معماری در قالب اثر می آید(کریستفر ، 1376).

 

3-2-7- چهار شیوه سکونت

آبادی نخستین مکانی است که در بررسی خود مورد مداقه قرار خواهیم داد . از آنجا که وقوف بر هر آبادی تنها در ارتباط با حول و حوش آن امکان پذیر می شود بدیهی است که این مقوله  می باید محیط طبیعی مفروضی را در بر گیرد . بدین ترتیب ، آبادی را می توان صحنه رخداد سکونت طبیعی خواند .

لازم به یاد آوری است که فرصت جهت آبادی گزیدن در سرزمینهای بکر برای انسان امروزین بسیار به ندرت دست داده و چنین رویدادی را می باید از وقایع صرفا تاریخی به شمار آورد . در دوران معاصر از بدو تولد به درون محیط از پیش آماده و مصنوع افکنده شده و غالبا بدون آنکه امکان چندانی برای گزینش داشته باشیم ناچار از خو گرفتن با آن می باشیم . در صحت گفته اخیر تردیدی نیست ، اما حتی مکان در حال حاضر موجود را نیز می توان به عنوان آبادی یعنی راه حلی برای مسئله بنیادین یافتن جای پا در جهانی مفروض انگاشت . علاوه بر این و به یقین ، احداث بنای نو بر زمین کهن را نیز می توان عمل آبادی گزیدن به شمار آورد .

هنگامی که کار آبادی گزیدن به انجام رسد ، دیگر شیوه های سکونت که به اشکال مقدماتی همبستگی آدمیان مرتبط می شوند پای به گود می نهند . می دانیم آبادی به عنوان مکان برای چهره به چهره شدن عمل می کند ، جایی که انسانها در آن به مبادله فراورده های مصنوع ، اندیشه ها و احساسات خود با یکدیگر می پردازند . از روزگارکهن ، فضای شهر و آبادی صحنه ملاقات و دیدار انسانها بوده . دیدار الزاما بیانگر توافق نبوده و در اصل به معنای گرد هم امدن مردم با تمامی اختلافات ایشان می باشد . از این رو فضای شهری ضرورتا مکانی می شود ، برای مکاشفه یا به عبارتی « حیطه امکانات» گوناگون . در فضای شهری ، انسان با احساس ازمودن آن چه که به یک جهان غنا می بخشد مسکن می گزیند . با بهره جویی از واژه « تجمع » با مفهوم ریشه ای ان که گرد آمدن و انجمن کردن می باشد ، می توان این شیوه را سکونت مجتمع خواند .

هنگامی که گزینشها  در حیطه امکانات به انجام رسید ، چارچوب های « توافق » که بالاتر از نمایش دیداری صرف و ساده و نشانگر نوعی پیچیده و جامع از عضویت اجتماعی است نهاده می شود . بدین ترتیب ، توافق بیانگر ارزشها و منافع مشترک بوده و بنیادهای عضویت اجتماعی و جامعه را می افکند . علاوه بر این ، توافق می باید نیت دستیابی به یک دیدار کرده عمومی یا مکانی که ارزشهای مشترک در آن نگهداری شده و به منصه ظهور می رسند را نیز در خود بگنجاند . چنین جایی را معمولا نهاد یا بنای عمومی نامیده اند . از این رو ، شیوه سکونتی را که در خدمت آن قرار می گیرد می توان به یاری واژه « عمومی » مبنی بر آنچه که جامعه و عموم در آن سهیم اند ، سکونت عمومی خواند .از انجا که بنای عمومی مجموعه ای از باورها و ارزشها را در خود می گنجاند باید در قالب « توضیحی » که روشنگر جهان عام و مشاع است  ظاهر گردد .

به هر صورت ، گزینشهای خصوصی تر نیز وجود داشته و وجود هر فرد از جریانی ویژه و مختص به خود پیروی می کند . لذا سکونت ، آن گوشه گیری که لازمه شکل گیری و پرورش هویت ویژه فردی است را نیز شامل می شود . شیوه اخیر را می توان با عنایت به فعالیتهایی که می باید از دخالت دیگران دور نگه داشته شوند سکونت خصوصی نامید . لازم به یاد اوری است که زندگی خصوصی نیز از چهارچوب های وضع شده از جانب عموم پیروی کرده و درنتیجه ی گوشه گیری دراینجا مبادرت ورزیدن به عملی نا متعارف به شمار نیامده بلکه معرف عقب نشینی و در حاشیه قرار گرفتن می باشد . صحنه اجرای نقش سکونت خصوصی بنای مسکونی یا خانه است که تحت عنوان « پناهگاه یا مکانی که خاطرات تشکیل دهنده جهان خصوصی ادمی را در خود گرد آورده و به نمایش می گذارد مشخص می گردد .

آبادی ، فضای شهری ، نهاد و خانه به همراهی یکدیگر محیط کل یعنی ، جایی که سکونت به صورت های طبیعی ، مجتمع ،  عمومی و خصوصی خود در آن رخ می دهد را به وجود می آورند .بررسی ما ضمن مبنا قرار دادن ساختارهای مرتبط با عالم هستی که به چهار شیوه سکونت قطعیت می بخشد ، می باید تمامی سطوح یاد برده را زیر پوشش در آورد . بدین ترتیب ، و با وجود عدم بهره گیری از اصطلاحات متعارف روانشناسانه و جامعه شناسانه ، بررسی ما زیر بنایی انسانی می یابد . به هر حال مسئله سکونت با مطالعه شیوه های چهار گانه و سطوح معماری وابسته به آنها به راه حل نهایی نخواهد رسید . برای رسیدن به تفاهمی عمومی نسبت به مسئله مذکور باید از امکان وجود مخرج مشترک بین چهار شیوه سکونت نیز جویا گردیم . لذا ناچاریم به نقطه آغازین حرکت خود یعنی به مفهوم احراز هویت باز گردیم (شولتز، 1382).

 

3-2-8- مقدمات اساسی سکونت

یک واحد مسکونی زمانی قابل سکونت خواهد بود که بتواند جوابگوی خواست های فیزیکی و روانی انسان باشد. این خواسته ها تابعی است از زمان و مکان و بایستی هر یک به صورت مستقل برآورده شود(کریستفر ، 1376).

الف- از نظر اخلاقی

  • وجود مسکن مجزا برای هر خانواده
  • تراکم منطقی افراد ساکن در خانه
  • مجزا بودن اتاق خواب نسبت به جنسیت فرزندان
  • محافظت دید خانه نسبت به افراد خارجی

ب- از نظر بهداشتی

  • داشتن فاصله ی کافی و منطقی ساختمان ها از یکدیگر برای تامین نور طبیعی و تهویه در خانه
  • محافظت خانه از رطوبت و خطرات احتمالی ناشی از آلودگی آب، هوا و حشرات و حیوانات موذی
  • پیش بینی لازم از نظر تسهیل نظافت سریع و ساده از طریق اجرای ساده و دقیق ساختمان

ج_ از نظر آرامش

  • فاصله از شاه راه ها ، راه آهن، مراکز صنعتی و آلودگی صوتی
  • حفظ فضاهای سبز موجود و توسعه ی آن برای ایجاد محیطی زیبا همراه با آرامش
  • ایجاد امکانات برای برقراری روابط دوستی بین همسایگان و احتراز از منفرد نگه داشتن خانه
  • امکان به وجد آمدن هماهنگی از نظر آداب و رسوم و اعتقادات بین ساکنان یک محل به عنوان پایه و اساس زندگی آرام

د_ از نظر راحتی

  • در نظر داشتن آسانسور برای ساختمان های بیش از 4 طبقه
  • رابطه منطقی بین سطح مفید و سطح کلی زیربنا بر اساس جایگزینی صحیح فضاهای تشکیل دهنده ی خانه بر اساس احتیاجات منطقی یک خانواده
  • توجه به احتیاجات فردی مانند نیاز به مطالعه در سکونت و کناره گیری موقت از زندگی جمعی
  • تناسب مبلمان با نیازهای خاص هر خانواده
  • پیش بینی امکانات اجرای برخی از فعالیت های فرعی در منزل مانند کارهای دستی یا هنری به شرط عدم ایجاد مزاحمت برای همسایگان

ه_ از نظر اطمینان

  • ساختمان محکم و آماده برای رویارویی با عوامل خطرناک طبیعی
  • زیاد نبودن مخارج تعمیر و نگهداری ساختمان
  • استفاده از مصالح مقاوم و نیروی کار ماهر در حین اجرای کار
  • محافظت کودکان در برابر اتومبیل با پیش بینی مسیرهای سواره و پیاده ی سنجیده

و_ از نظر زیبایی