مقاله درمورد دانلود جنگ جهانی دوم-پایان نامه آماده

سرکوب نموده ، یا به تاخیر بیاندازد و یا اینکه آن را به صورت اجتماع پسندانه‌ای ظاهر نماید ، اما در هر صورت از بین نخواهد رفت و به نحوی خود را نشان خواهد داد .»

پرخاشگری مستقیم یک روش معمولی ، برای جلوگیری از جریحه‌دار شدن غرور به علت محرومیت است .

مثلاً اگر کودکی را همکلاسان او تمسخر و تحقیر نمایند ، رفتار معمول و طبیعی او اینست که به کودک ضعیف‌تر از خود ،‌تجاوز کند تا از جریحه‌دار شدن احساس غرور خویش جلوگیری نماید .
در صورتی که این کودک از بروز عکس‌العمل‌ مستقیم نسبت به همکلاسان خود بیم داشته باشد سعی می‌کند تا احساس پرخاشگری خود را در منزل نشان دهد .
او نسبت به برادر یا خواهر کوچک خود بی‌رحمی نموده ؛‌آنان را به باد کتک یا تمسخر می‌گیرد و یا اینکه اولیاء خود را آزاد می‌دهد .
این کودک احساس می‌کند که باید به هر صورت شده از شدت هیجانی که به واسطه‌ی محرومیت در موقعیت دیگری ، برایش ایجاد شده است ، بکاهد .
روان پزشکان برای تشخیص و درمان احساس پرخاشگری در کودکان ، روش جالب و مفیدی را اتخاذ کرده‌اند . دراین روش به کودک یک خانواده ، تعدادی عروسک می‌دهند ، بدین معنی که تعداد عروسکها درست مساوی تعداد افرادخانواده اوست در این خانواده پدر و مادر و خواهر و برادر وجود دارد .
اگر کودک ، پدر را مسئول محرومیت خود بداند نسبت به عروسکی که جانشین پدر است پرخاشگرانه برخورد می‌کند .
مثلاً در مورد کودکی مشاهده شد که عروسک مرد را که علامت پدر است با عصبانیت برداشت و با شدت بر روی بخاری گداخته کوبید . این نوع رفتار نشان می‌دهد که برخورد کودک با پدرش یکی از علل مهم پرخاشگری و عصبانیت و ستیزه‌جوئی اوست .
رفتار پرخاشگری اغلب در نزد پیشوایان عقاید و افکار جدید و مصلحین اجتماع دیده می‌شود . اگر احتیاج شخص برای رسیدن به مقام اجتماعی سرکوب شود ،‌در او تنفر شدیدی نسبت به تبعیض طبقاتی پیدا می‌شود و در نتیجه زندگی خود را وقف به دست آوردن حقوق مساوی برای افراد بشر خواهد نمود .
همچنین اگر از میل شدید به نوشیدن مشروبات الکلی در شخص جلوگیری شود ، ممکن است در او بعد از مدتی مخالفت شدید و متعصبانه نسبت به نوشیدن الکل پایداری گردد .
به همین نحو شخصی که از ارضاء تمایلات نسی او به شدت ممانعت شده است ، سعی خواهد کرد که با حمله‌های زبانی نسبت به طرز پوشیدن لباس و رفتار دختران ، احساس پرخاشجوئی خود را نشان دهد .
هنگامی که می‌خواهیم رفتاردیگری را بفهمیم ، باید به دقت و صحت بدانیم که او برای چه منظوری تلاش می کند و با چه عواملی در جنگ است ، زیرا که افراد اغلب بر علیه آن رفتارهائی می‌جنگند که خود میل دارند انجام دهند اگر پرخاشگری در عوض متوجه دیگران شدن ، به جانب خود شخص هدایت گردد ، از لحاظ سلامت فکر خطر بیشتری ایجاد خواهد کرد .
در این مرحله شخص، به جای دیگران ، خود را مقصر می‌پندارد البته انتقاد از خود در یک حد محدود ضرری ندارد ، ولی پرخاشگری زیاد نسبت به خود ممکن است به تدریج سبب تخریب شخص شود ، و به شیزوفرنی یا انتحار منجر گردد . هیچ فردی قادر به تحمل پرخاشگری نسبت به خود ، برای مدت طولانی نیست و به تدریج مجبور می‌شود تا راه فراری پیدا نماید ، این راه فرار ممکن است راه سالم و قابل قبولی باشد و یا یک طریق غیر عادی و ناسالمی اتخاذ شود . پرخاشگری به دیگران از رهگذر انفعال ، خود آزاری و خوتنبیهی به شکل غیر مستقیم ابراز می‌شود تظاهرهای این دفاع به شکل شکست خوردن ، طفره رفتن ، بیمار شدن و اعمالی که به طور کلی ، به خود آسیب می‌رساند تا دیگری دیده شود .
پرخاشگری فعل پذیر نیز ، ابراز غیر مستقیم پرخاشگری به دیگران از طریق انفعال ، وآسیب به خود است ، این نوع دفاع اعمالی را در بر می‌گیرد که هدف آن بیشتر آسیب رساندن به دیگران است تا به خود .

جبران
جبران به عنوان یک مکانیزم سازگاری عبارت است از اغراق در یکی از مشخصات یا رفتارهای شخص ، به منظور کاستن احساس حقارتی که براثر رفتارها یا مشخصات نامطلوب به وجود آمده است .
حالتی است که در آن برای جبران ضعف و عدم کفایت خودمان کوشش فراوان می‌کنیم که گاهی در نوع اغراق آمیز و خارج از حد کوشش و تلاش برای پیروزی ، به قدری است که شخص حتی با داشتن ضعف و عدم کفایت شهرت جهانی پیدا می‌کند و به مدارج عالی می‌رسد . مانند ناپلئون ؛‌روزولت ،‌کندی و …
شباهت زیادی بین مکانیسم دفاعی جا به جایی و جبران وجود دارد زیرا در جابه جایی نیز شخص با انتقال افکار و احساس خود به کسی یا شیئی به نحوی ناراحتی خود را از بین می‌برد . در مکانیسم جبران اولاً جنبه انتقال وجود ندارد و در ثانی تلاش برای از بین بردن ضعف در جابه جایی دیده نمی‌شود . آرایش بیش از حد بعضی از خانمها برای از بین بردن زشتیهای صورت یک نوع جبران محسوب می‌شود .
پس جبران بهترین وسیله برای مقابله با کمبودها و ضعف فردی است که به طور ناخودآگاه انجام می‌گیرد . دانشجویی که از درسی ضعیف است جبرانش را با درس دیگری می‌کند ،‌والدین بچه‌های خود را به تحصیل وا می دارند و یا آنها را به خارج می‌فرستند که کمبودها و ناکامیهای تحصیلی – فرهنگی واجتماعی خود را جبران کرده و به طور ناخودآگاه ارضا شوند .
در فرضه آدلو احساس حقارت سرمنشاء تمام ناکامیهاست و برتری طلبی یک حالت جبران برای از بین بردن این عقده‌ها می‌باشد .
واکنشهای جبرانی براحساس حقارت و بیکفایتی مبتنی هستند و کوششی برای سرپوش گذاشتن بر نکات ضعف و عدم کفایت به شمار می روند و این واکنشها از نقایص حقیقی یا خیالی و یا شکستهای شخصی ناشی می‌شوند واکنشهای جبرانی وجه اشتراکی با مکانیسم والایش دارند . از نمونه‌های بارز این مکانیسم یکی این است که شکست دانش آموزی در امتحان ممکن است اورا به کوشش افراطی برای نیل به موفقیت بکشاند دیگر ، عمل دختر زشتی است که سعی می‌کند با کسب صفاتی پسندیده‌تر و به رخ کشیدن مکرر آنها در رفتارش ، نقص ظاهری خود را از نظرها پنهان دارد.
بعضی از روانشناسان این اصطلاح را برای کسانی که با کوشش زیاد سعی دارند نقائص خود را پوشانده ، یا برطرف کنند ، به کار می‌برند .
نوع دیگر از رفتار جبرانی ، تمایل زیادی به تسلط بر دیگری است ، که خود از طریقی برای پوشاندن احساس حقارت است .
رفتار پرخاشگری نوعی رفتار جبرانی است که متوجه محیط خارجی موجود شده است و نماینده مقاومت مثبت و فعالی بر ضد محرومیت است ، و گاهی نیز یک محرک بسیار قوی در رفتار بشر به شمار می‌رود و به عقیده آدلر محرک اصلی ایجاد مردان بزرگ می‌باشد . مثلاً احساس جاه طلبی ناپلئون تا اندازه‌ی زیادی به احساس حقارت وی از کوچکی جثه و کوتاهی اندامش مربوط می شد .
در جنگ جهانی دوم هیتلر و همکارش گوبلز که از یک پا ناقص بود ، برای جبران کمبودهای خود ، دست به قدرت طلبی‌های خطرناکی زدند که نزدیک بودن نسل را معدوم سازد و البته این یکی ازعوامل روحی بروز جنگ جهانی دوم بود .رفتار جبرانی همیشه بستگی دارد به احساس خود کم‌بینی و تصور عدم لیاقت و کفایت . این احساس کم ارزشی و بی‌لیاقتی ، برخلاف آنچه که آدلر می‌گفت همیشه سرچشمه‌اش نواقص جسمی نیست ، بلکه اغلب در اثر ارضاء نشدن احتیاجات صورت می‌گیرد .
مثلاً دانشجوئی ممکن است در دانشگاه موفق نشود ولی برای جبران این شکست به دروغهای بزرگ و تعریف زیاده از حد ، در مورد موفقیت‌های خیالی خود بپردازید .
تعویض
اغلب هنگامی که فرد احساس حقارت بسیار شدیدی در مورد بخصوصی دارد ، سعی می‌کند این کمبود را با تشدید فعالیت در مورد دیگر جبران نماید این عمل را تعویض می‌نامند .
اگرتعویض کورکورانه و فقط براساس آزمایش و خطا صورت گیرد ، نتیجه سودمندی حاصل نخواهد شد .
بالعکس اگر فرد مذکور خود را بشناسد و به عمق استعدادها و خصوصیات روانی خود پی ببرد ، می‌تواند قوای خود را در فعالیت مفیدی تمرکز نموده ، طبعاً در آن موفق گردد .
گاهی فردی که در واقع از چند لحاظ حقیرتر از دیگران است ، سعی می‌کند بدون نقشه‌ی معینی ، از یک فعالیت دست کشیده به فعالیت دیگر بپردازد ، تنها به این امید که بالاخره کاری را که در آن امید موفقیتش هست ، پیدا نماید ولی چو استعدادهای این فرد محدود است ، در اغلب موارد مواجه با شکست می‌شود ، در نتیجه احساس حقارت او عمیق‌تر میگردد .
بتدریج این فرد چنین تصور می‌کند که اجتماع برای او در هر گوشه مانعی قرار داده ،‌تا از پیشرفت او جلوگیری نماید . ماحصل این احساس و احساسات شدید دیگر ، ابتلاء به امراض عصبی و روانی خواهد بود .
جبران از طریق کودکان
اولیاء خیلی اوقات سعی دارند شکست‌های خود را به وسیله موفقیتهای کودکان خود جبران نمایند .
مثلاً مادر جاه طلبی که نتوانسته این احساس خود را درحرفه‌ای ارضاء کند ،ممکن است به دختر جوان خود فشار آورد تا از ازدواج امتناع نموده ، به شغل و حرفه‌ای بپردازد. یا اینکه معلمی که می‌خواست پزشک شود ولی نتوانسته است ، کوشش می‌کند تا پسر خود را وادار به رفتن به دانشکده‌ی پزشکی نماید . این گونه رفتار جبرانی اغلب مشکلات زیادی برای کودکان به وجود می آورد گاهی نیز کودک استعدادها و علائقی دارد که با نظریات و خواسته‌های او تطبیق می‌کند .
جنایت : جنایات افراد خیلی اوقات در واقع رفتارهای جبرانی است . مثلاً پسری که همسالانش او را آد ضعیف و ناتوانی می‌شمارند ، ممکن است برای جبران این تحقیر و به دست آوردن موقعیتی نزد آنان ، دست به دزدی زند واگر در این راه موفقیت حاصل کند ،‌این کار را ادامه خواهد داد .
خیلی از کودکان افراد روحانی ، اعمال ضد اجتماعی می‌کنند بدین منظور که همسالان آنها آنان را افراد خشک و مذهبی تصور نکند .
جنایت و رفتار شرارت بار کودکان و جوانان ، نماینده‌ی کشمکشی است که این افراد بر علیه محرومیت و ناکامی دارند ، این رفتارهای تجاز کارانه عکس‌العملی است که فرد بر ضد کمبودهای شخصی و اجتماعی از خود بروز می‌دهد و بنابراین هر فرد جنایتکار را باید از نظر روانی مورد مطالعه قرار داد . اگر چه تنبیه گاهی موثر است ولی اغلب نتایج مطلوب در درمان این نوع افراد نمی‌دهد و شواهد و دلایل بسیار ، نماینده اینست که تنبیه شدید در کم کردن مقدار جنایت ، زیاد موثر واقع نمی‌شود . توجه ما باید فقط معطوف به جنایت وقاع شده نباشد ، بلکه باید شخص جانی و موقعیتهائی را که سبب ایجاد رفتار جنایتکارانه در او شده است به دقت مورد توجه قرار داد .
والایش ، تصعید
تصعید یک اصطلاح روانکاوی است ،‌که در اصل عبارت بوده از تبدیل انرژی جنسی به انرژی و علائق غیر جنسی ، از قبیل ورزش ، علاقه به تحقیقات علمی و هنری و امثال آن .
در سالهای اخیر تصعید مفهونم وسیعتری پیدا کرده است . بدین معنی که آن را فعالیتهائی می‌دانند ناشی از انواع مختلف محرومیت‌ها . هر فردی ممکن است به منظور جبران محرومیت شدید ، زندگی خود را وقف اعمال اجتماع پسندانه نماید . گاهی این شخص ممکن است قسمت اعظم زندی خود را صرف پیشرفت در شغل کند ، و بدین وسیله از فشار محرومیت‌ها فرار نماید فردی که تمام وقت خود را منحصر به کار کردن می‌کند و شب و روز او به منظور پیشرفت ، در آن مصروف می‌شود ، و سالیان دراز نیز این رفتار را تکرار می‌کند حتماً مبتلا به ناراحتی روانی است و در اصل با شخصی که معتاد به استعمال مواد الکلی است فرق زیادی ندارد . زیرا هر یک به حدافراط از مکانیزم فرار استفاده می‌نمایند .
البته فرق عمده این دو اینست که فرد مذکور چون قادر است هیجان و تنش روانی خود را به وسیله کار بکاهد ، از راه مثبتی دست به سازگاری و جبران محرومیت‌ها زده است . عده‌ی زیادی از علما و دانشمندان بزرگ به منظور جبران کمبودهای جسمی و روانی با پشتکار و به کار انداختن هوش سرشار خد ، توانسته‌اند بشریت را از بالای عظیمی نجات بخشند .
والایش یا تصعید تغیر کششهای غریزی با سمت رفتاراجتماعی قابل قبول و قابل ستایش و تمجید است . درعمل تصفیه ، از بروز کششهای غریزی به صورت اصلی خود ممانعت می‌شود و بدانها جهت مقبولی داده می‌شود به نظر روانکاوان اکثر فعالیتهای معمولی انسان ، که به صورت بسیار شدیدی تجلی میکند ، منعکس کننده کششهای نهاد به صورت تصعید شده است ؛ مثلاً جراحی و سربازی ، هر دو به منزله تجلی اجتماع پسند کششهای دیگر آزادی به حساب می‌آیند . تصعید تنها مکانیسم دفاعی موفقیت آمیز واقعی است ، زیرا در تغییر جهت دادن مداوم به کششهای نامطلوب موفق است . بقیه مکانیسمهای دفاعی تا حدودی ناموفق هستند ،‌زیرا باید دائماً جهت کششهای نامطلوب را تغییر دهند . تصعید شکل خاصی از جا به جا سازی است که جنبه سازندگی و خلاقیت دارد . گرایش به ادبیات و هنر ممکن است تصعید حالت کمرویی باشد ، که در آن افراد حالات درونی خویش را در قالب آثارشان بیان می‌کنند . ورزش کم وپیش تجلیات حالات پرخاشگرانه است . بعضی از روانکاوان برای تصعید از یکی از دو اصطلاح کانالیزاسیون به معنی رهنمونی آرزو ، و یا پلاتونیزاسیون ، به معنی افلاطونی کردن نیز استفاده کرده‌اند که کمتر مصطلح است .
در والایش هدف یا موضوع اصلی از نظر اجتماعی نامقبول است . بنابراین در قالب هدف یا موضوعی که وجهه اجتماعی دارد بیان می‌شود . در والایش تکانه منحرف ، سدود و یا سرکوب نمی‌شود بلکه هدایت می‌گردد . بنابراین بیان والایشی تکانه‌ ارضاء کننده است .
والایش تکانهای که هدف آن حفظ شده اما موضوع آن از صورت قابل اعتراض از نظر اجتماعی به موضوعی با ارزش از نظر اجتماعی تبدیل می‌شود والایش لیبدوئی مستلزم رفع جنسیت از تکانه‌های سائق و پذیرش چیزی است که فرامن و اجتماع آن را ارج می‌نهند . والایش تکانه‌های پرخاشگرانه از طریق بازی‌ها و ورزش‌های لذت بخش صورت می‌گیرد و برخلاف دفاع‌های نوروتیک ، والایش به فرد این امکان را می‌دهد که غرایض را در مجرایی خاص تخلیه کند تا محکوم شده یا بازگردانده شوند بنابراین در والایش ، شخص به احساسات خود تحرف است و آن را تعدیل نموده و متوجه هدف یا شخص مهمی می‌سازد که ارضاء غریزی معتدل را امکان پذیر می‌سازد ( کاپلن و سادوک ، 1994 ، ترجمه پور افکاری ، 1376) .
در واقع والایش تغییر هدف یا موضوع از چیزی که به لحاظ اجتماعی غیر قابل پذیرش است ، به هدف قابل پذیرش می‌باشد .والایش تکانه‌ها را به جای انحراف و یا مسدود ساختن ، هدایت می‌کند .( ویلنت ، 2000) .

همانند سازی
همانند سازی یکی از مکانیزمهای سازگاری است که به وسیله فرد رابطه عاطفی شدیدی با گروه و یا موسسه‌ای ، با منظور بالا بردن مقام خود برقرار می‌کند به عبارت دیگر به وسیله قدرت او از قدرت دیگران سرچشمه می گیرد . همه افراد بشر مکانیزم همانند سازی را تا اندازه‌ای به کار می برند مثلاً طفل خود را با مادرش همانند می کند و یا اینکه پسر کوچکی قدرت پدرش را به رخ دیگران میکشد و به همین منوال افراد بشر خود را با شخصیت‌های معروف و موسسات معتبر و تیمهای ورزش و کلوبهای سرشناس همانند و بدین وسیله احساس برتری و بزرگ‌منشی می‌نمایند . گاهی افرادی که به خود اطمینان ندارند گرد شخص مقتدری جمع شده ، از قدرت او احساس قدرت و اعتماد به نفس می‌کنند و به این دلیل شده است که گاهی اطرافیان شخص دیکتاتور از خود او نیز قدرت‌ نمائی بیشتری به خرج داده ، در تحمیل عقاید خود بسیار سخت‌گیر می‌شوند .
همانند سازی کیفیتی است که تا آخر عمر ادامه دارد ونقش مهمی را در رشد و تکامل شخصیت‌ بازی می‌کند . در این مکانیسم شخص به طور ناخودآگاه از رفتار ، گفتار ، کردار ، حرکات شخص و یا اشخاص دیگر تقلید و پیروی می‌کند و حتی خود را شبیه شخص دیگری که برای او احترام قائل است پنداشته و بدین ترتیب مزایا ، کامیابی ، برتری و ارزشهای او را از آن خود تلقی می‌کند و بدین نحو ارضا می‌شود .

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

عقیده بر این است که احساس حقارت یا خود کم‌بینی اساس و پایه همسانگری است زیرا شخص همسانگر از موقعیت ،‌قدرت ، استعداد و مهارت خود راضی نیست لذا با تقلید ناخودآگاه خود را شخص دیگری می‌داند و رفتار صفات او را الگو و مدل قرار

دیدگاهتان را بنویسید