منابع پایان نامه با موضوع کیفیت زندگی، مواد معدنی، رضایت مندی

دانلود پایان نامه

دختران 11 تا 16 ساله نیز به ترتیب از 6/18 به 1/43 کیلوگرم برمترمربع ممکن است شاخص بهتری از افزایش بافت چربی باشد(50).
دو ویژگی اساسی دیگر در رابطه با ترکیب بدن، حجم و تراکم بدن است. ترکیب بدن، به مقادیر نسبی ترکیبات گوناگون موجود در بدن گفته میشود. پژوهشگران بهطورمعمول از تودهی بدن سخن به میان میآورند که بیشتر شامل آب، پروتئین، مواد معدنی و چربی است. اما ترکیب بدن به دو بخش تودهی چربی و تودهی بدون چربی تقسیم میشود. بخشی از کل وزن بدن که از بافت چربی تشکیل شده است، درصد چربیبدن نامیده می شود. بخش دیگر که شامل عضلات، وترها، استخوانها، بافت همبند و غیره است، بافت بدون چربی نامیده می شود(44).
توزیع چربی در بدن تحت تأثیر عوامل وراثتی و هورمونی است. هرچند سلول های چربی در همهی نواحی بدن قرار دارد، ولی در مردان بیشترین چربی در ناحیهی شکم و در زنان بیشترین چربی در ناحیهی لگن و ران ها قرار دارد. در هرحال، توزیع چربی در مردان منظم تر از زنان است. در بحث اضافه وزن و چاقی، نکتهی مهم اینکه، چاقی کودکان، عمدتاً مربوط به هایپرپلازی63 یا افزایش تعداد سلولهای چربی اما در بزرگسالان مربوط به تغییر اندازهی سلول های چربی است. شواهد اخیر نشان می دهد که ذخیرهی زیاد چربی در ناحیهی شکم، تندرستی را به خظر میاندازد. بدین معنی که چربی اضافی در ناحیه ی شکم، خطر افزایش بیماری قلبی، فشارخون و دیابت شیرین با افزایش محیط کمر نسبت به محیط باسن ارتباط دارد(44).

2-2-3-1. الگوهای ترکیب بدنی
دو الگوی ترکیبات بدن در واقع الگوی اصلی برای انتخاب توده های مختلف بدن و تقسیم آنها به بخشهای معنی دار و مشخص است.
 مدل دو مولفه ای: دوالگوی اصلی، توده های بدن را به دو بخش تقسیم می کند.( توده ی بدون چربی (FFM) و توده چربی(FM). که معادله ی آن به صورت زیر است: توده ی بدن= FFM+FM
اصطلاح توده ی بدون چربی معمولا بکار می رود اماFFM  مناسبتر است. توده های بدون چربی  شامل برخی چربی های ضروری می شود و یک مفهوم بیوشیمیایی است و بیشترین کاربرد را در تحقیقات روی ترکیبات بدن دارد. توده ی چربی یا FMمقدار بیشتری است و تحت تأثیر رژیم غذایی و تمرینات ورزشی می باشد. یک نقص مدل دو مولفه این است که ترکیب FFM دارای چند جزء است: آب، پروتئین، مینرال استخوان، مینرال بافت نرم و گلیکوژن(73).
مدل سه مؤلفه ای: این مدل شامل FM  و تقسیم FFMبه کل آب بدن(TBW) و توده های خشک بدون چربی(FFDM) می شود. معادله: توده ی بدن= TBW+FFDM+FM
آب بیشترین  و مهمترین عنصر در توده های بدن است  و بیشتر در بافت های بدون چربی دیده
میشود. FFDMشامل پروتئین، گلیکوژن، و مینرال در بافت های نرم واستخوان است.
مدل چهار مؤلفه ای: با گسترش تکنیک ها و اندازه گیری های مواد معدنی استخوانها منطقی است که مدل چهار عنصری مدل مقدمی باشد. FFDM در مواد معدنی استخوانها جزء بندی شده و رسوب کرده است.
معادله: توده ی بدن = کل آب بدن + موادمعدنی استخوان + تودهی چربی+ باقیماندهی عناصر.
 تمامی الگوها شاملFM  میشود و در واقع جنبهای از ترکیبات بدن هستند که همواره مورد بیشترین توجه بوده اند.FM اضافی می تواند تأثیری منفی بر عملکرد فیزیکی داشته باشد و اغلب مربیان آن را به عنوان یک عامل محدود کننده در نظر می گیرد. چاقی زیاد نیز عامل خطرناکی وابسته به چندین بیماری به حساب می آید. FMاگرچه اغلب یک مؤلفه ترکیب بدن تلقی می شود ناهمگون است. چربی یا لیپید به لیپیدهای ضروری یا غیرضروری تقسیم می شود. لیپیدهای ضروری،عناصر حیاتی برای سلول ها هستند و در واقع برای انجام اعمال فیزیکی ، بدن به آن ها نیاز دارد و10% از کل چربی های بدن را تشکیل می دهند. 90% از کل چربی های بدن غیر ضروری هستند آنها تری گلیسیرید نامیده می شوند و منبع تولید انرژی محسوب می شوند. میزان کمی از چربی های ضروری بدن معمولا در تخمین ترکیبات بدن در نظر گرفته نمی شود. ومعمولا گروه بندی شده با مؤلفه باقی مانده یا باFM، وابسته به الگو و روش ارزیابی است.FFM تاحد زیادی با اندازه کلی بدن رابطه مستقیم دارد. جزبندی کردن FFM به قسمت های کوچک چندین مشکل دارد. اندازه گیری هرمؤلفه خطاهایی دارد و چندین مؤلفه در یک الگو شانس خطا را افزایش میدهد. روش های موجود برای اندازه گیری TBWپتاسیم، کلسیم و سدیم ، هر کدام شامل برخی خطاهای وابسته می شوند. زمان اندازه گیری این ویژگی ها باید بر اساس مصلحت به مؤلفه ترکیب بدن تبدیل شود. انتقال ویژگی های اندازه گیری شده وتبدیل آن به عناصر از نظر اطلاعات ریاضی مهم است و به صورت فرضیه بیان می شود. الگوهای چند مؤلفه ای افزایشی هستند.  فرض بر این است که اندازه گیری جداگانه ویژ گی ها می تواند درستی تخمین را افزایش دهد.
بنابراین اندازه گیری ترکیبات بدن تخمینی از ترکیبات بدن است. روش های مختلف اندازه گیری ترکیبات بدن برای افراد بزرگسال در نظرگرفته شده است. میزان هر یک از عناصر تشکیل دهنده بدن در طول روند رشد و رسیدن به بلوغ و دوران پیری متغیر است. ورزش و تغذیه مناسب می تواند در حد نرمال قراردادن این عناصر تاثیرگذار باشد(50).

2-2-3-2. روشهای تخمین ترکیبات بدن
این روش ها معمولا فرضیات و اندازه گیری های موجود بر اساس بدن افراد غیر ورزشکار نوشته و ارائه شده اند وبه کار بردن آن ها برای افراد ورزشکار و کودکان ونوجوانان ممکن است با خطا همراه باشد. 3 روش برای اندازه گیری وجود دارد:
اندازه گیری تراکم بدن(DB)، TBWو غلظت پتاسیم. میزان جذب اشعه ایکس (DXA)
وتحلیل های بیوالکتریکی (BIA) هم شرح داده شده است. علم مطالعه ی ترکیب بدن مناسب کم بیان شده است.

2-2-4. کیفیت زندگی64
در سالهای اخیر مفهوم کیفیت زندگی به مثابهی شاخص مهمی از سلامتی مطرح شده و مؤلفهای مؤثر در کارایی تدابیر درمانی، کیفیت مراقبت و نیازهای بهداشتی شناخته شده است(1). ظهور مفهوم کیفیتزندگی به ارسطو بر میگردد، وی شادی را حالت ویژهای از فعالیتهای والای روح تلقی میکند و عقیده دارد که خوشحالی، نعمتی خدادادی است. لذا انسانی که شاد است، به خوبی زندگی میکند و خوب گام بر میدارد (59).
هرچند واژهی کیفیتزندگی اولین بار توسط65 پیگو2 در سال 1920 در کتابی در مورد اقتصاد و رفاه مورد استفاده قرار گرفت. اما به مباحث مسایل کیفیتزندگی به طور جدّی از دههی 1960پرداخته شده است(25). البته، کیفیت زندگی، تا چند دهه ی قبل مساوی و معادل با علایم بیماری، مرگ و میر و نیز طول مدت زنده ماندن یک بیمار تعریف می شد(13). در حالی که امروزه مفهوم کیفیتزندگی عمدتاً شامل ساختارهایی چون شادمانی، سلامت جسمی و ذهنی و رضایت مندی از زندگی است و بر مهارتهای رفتاری یا توانایی کارکردی تأکید دارد.
علاقه مندی به بررسی کیفیتزندگی از آنجا آغاز شد که با شروع قرن بیستم در اکثر کشورها به خصوص کشورهای صنعتی، همزمان با استفاده از اقدامات پیشگیری و درمان، تغییرات زیادی در مراقبتهای بهداشتی به منظور بهبود وضعیت سلامت و بهداشت عموم صورت گرفت. ابداع روشهای مختلف درمانی و به تبع آن انتخاب بهترین روش درمانی باعث شد که افراد تیم درمان بهترین تاثیر را نه تنها در بقا، بلکه در کیفیت زندگی داشته باشند(81).

2-2-4-1. تعریف کیفیت زندگی
اصطلاح کیفیتزندگی از نظر لغوی به معنی چگونگی زندگی و در برگیرنده تفاوتهای آن است که منحصر به فرد بوده و از فردی به فرد دیگر متفاوت است. تعاریف کیفیتزندگی بسیار متنوع است. بکمن و دیتالو66 (1987)آن را خوشحالی، کالمن67(1987)رضایت مندی و خرسندی، دالکی و روک68(1973 )احساس تندرستی و آندرور و ویتی69 (1976) به عنوان یک عامل شناخته شده و ارزیابی شده در زندگی تعریف کرده اند(107). وینست و همکاران70(1999) نیز سلامت را یکی از ابعاد کیفیتزندگی دانسته و معتقدند: کیفیت زندگی یک مفهوم چند بعدی، توانایی انجام کار، سلامت و رفاه و وضعیت روحی و روانی می باشد. در همین راستا، سازمان بهداشت جهانی، کیفیت زندگی را درک هر فرد از زندگی، ارزشها، اهداف، استاندارد ها و علائق تعریف کرده است(106). از این منظر، کیفیت زندگی یعنی میزان برتری و امتیاز در زندگی در ارتباط با برخی معیارهای مقایسهای که اکثر افراد در یک جامعهی خاص آن را مطرح میکنند. هرچند میزان یا درجه یا سطح “بهترین شیوهی زندگی” یا ” زندگی خوب” می تواند زیاد یا کم باشد و در طیف خوب یا بد قرار گیرد.
همچنین، در سه دهه ی گذشته، برای تعریف و اندازه گیری عینی کیفیت زندگی تلاش زیادی انجام شده است. در این راستا، برخی محققان مانند ویلیامز71(2005) کیفیت زندگی را با رویکردی عینی تعریف کرده و با موارد آشکار و مرتبط با معیارهای زندگی از جمله سلامت جسمی، شرایطشخصی، ثروت، شرایط زندگی، ارتباطات اجتماعی، اقدامات شغلی، نحوهی گذران اوقات فراغت یا دیگر عوامل اجتماعی و اقتصادی معادل دانستهاند(103).
درمقابل این رویکرد، رویکرد دیگری به نام رویکرد ذهنی وجود دارد که کیفیت زندگی را مترادف با شادی یا رضایت فرد در نظر میگیرد و بر عوامل شناختی مانند هوش هیجانی در ارزیابی کیفیت زندگی تأکید دارد(لیو72، 2006). سپس کمپبل73(2006) با تلفیق دو رویکرد عینی و ذهنی، رویکرد جدیدی به نام رویکرد کل نگر را مطرح کرد. امروزه اغلب نظریه پردازان معتقدند، کیفیتزندگی، همانند خود زندگی، مفهومی پیچیده و چندبعدی است و در بررسی آن، هر دو مؤلفه ی عینی و ذهنی را باید در نظر گرفت(27).

2-2-4-2. ابعاد کیفیت زندگی
به رغم آنکه توافق کلی درتعریف کیفیت زندگی وجود ندارد، پژوهشگران بر سه ویژگی مهم آن
یعنی؛ چند بعدیبودن، ذهنی بودن و پویا بودن اتفاق نظر دارند. کیفیت زندگی، موضوعی چندبعدی است و دارای ابعاد جسمی، روانی، اجتماعی و روحی است. این ویژگی با تعریفی که امروزه از سلامتی به عنوان رفاه کامل جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی وجود دارد، منطبق است. عامل اصلی تعیین کنندهی کیفیت زندگی عبارتست از تفاوت درک شده بین آنچه که هست و آنچه از دیدگاه فرد باید باشد. این، همان ذهنی بودن کیفیت زندگی است. پویایی کیفیت زندگی نیز به این معنا است که باگذشت زمان تغییر میکند و به تغییرات فرد و محیط او بستگی دارد(27).
الف- چند بعدی بودن74: کیفیت زندگی دارای ابعاد متفاوتی است که به هم مربوطند. به طورکلی سه بعد کیفیت زندگی مربوط به سلامت، ابعاد جسمی ، روانی و اجتماعی می باشند.
1- کیفیت زندگی از بعد جسمی: وجود انرژی و توان انجام فعالیت و مراقبت از خود است.
2- کیفیت زندگی از بعد اجتماعی: رابطه ی فرد با دوستان و خانواده ، و عموم مردم را گویند که ابعاد آن شامل نقش ها، روابط اجتماعی، روابط جنسی ، فعالیت های شغلی است.
3- کیفیت زندگی از بعد روانی: مجموعه ای از حالات فردی، مثل بهداشت روانی، قضاوت منفی، شناخت محیط، احساسات، اعتماد به نفس و کنترل خود گفته می شود.
4- کیفیت زندگی از بعد روحی و معنوی: ادراک فرد از مفهوم زندگی، هدف زندگی، مرگ و زندگی پس از آن.
ب- ذهنی بودن75: کیفیت زندگی به توقعات، احساسات، اعتقادات و افکار فرد مربوط است. هر چند ارزیابی عینی در این مطا
لعات نقش مهمی دارد اما قضاوت خود فرد درباره بیماری و درمان شرایط سلامتی اش بر کیفیت زندگی، از اهمیت بیشتری برخوردار است. به عنوان مثال بعضی از افراد با وجود آن که از یک یا چند بیماری مزمن رنج می برند، خودشان را سالم می دانند. در صورتی که گروهی دیگر با این که هیچ نشانه ی دیگری از بیماری ندارند، خود را بیمار محسوب می کنند. به طور کلی می توان گفت: کیفیت زندگی عبارت است از تفاوت ادراک بین آن چه که هست و آن چه که باید باشد.
ج- پویا بودن76: باتوجه به این تعریف که «کیفیت زندگی ساختاری وابسته به زمان دارد که متاثر است از تجربه شخص و در ک او از زندگی» لذا در مییابیم که پویایی کیفیت زندگی از این روست که با تغییر زمان تغییر میکند و به تغییرات خود فرد و نیز تغییرات محیط وی مربوط می شود(13).

2-2-4-3. ارزیابی کیفیت زندگی
– رضایت از

پاسخی بگذارید