منبع تحقیق درمورد تحلیل واریانس یکطرفه و راهبردهای مقابله ای

دانلود پایان نامه

پیوست 3:پرسشنامه صفات شخصیت( NEO.FFI ) 93


پیوست 4 :پرسشنامه راهبردهای مقابله ای لازا روس(WOCQ) 96
Abstract 100
چکیده
ضایعات نخاعی مشکلات جسمی ،حرکتی ،روانی و اجتماعی فراوانی را به دنبال دارد که این امر موجب تغییرات اساسی در شیوه وکیفیت زندگی افراد دچار آن و مراقبان آن ها می شود.
پژوهش حاضر به منظور شناسایی عوامل تاثیر گذار و پیش بین کیفیت زندگی بیماران دچار این ضایعه و مراقبان آن ها صورت گرفت.بدین منظور خودکارآمدی ،صفات شخصیت و راهبردهای مقابله ای به عنوان پیش بین سطح کیفیت زندگی مورد بررسی قرار گرفتند.
در این پژوهش تعداد 104 بیمار دچار ضایعه نخاعی و 86 نفر از مراقبان آن ها که به کلینیک طب سوزنی دکتر محمد جلال وفا در زنجان مراجعه کرده بودند به شیوه در دسترس انتخاب شدند. به منظور جمع آوری اطلاعات از .پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت (WHOQOL-BREF) و پرسشنامه خودکارآمدی شرر(GSES) و پرسشنامه صفات شخصیت( NEO.FFI) و پرسشنامه راهبردهای مقابله ای لازاروس(WOCQ) استفاده شد.برای تجزیه و تحلیل نتایج از آزمون های آماری تحلیل واریانس یکطرفه ، همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام توسط نرم افزارspss نسخه 19 استفاده شد.
نتایج حاصل نشان داد که بین میانگین کیفیت زندگی بیماران ضایعه نخاعی و مراقبان آن ها تفاوت وجود دارد. از دیگر نتایج پژوهش این بود که به ترتیب صفات شخصیتی انعطاف پذیری ،برون گرایی و روان رنجورخویی دربیماران و به ترتیب صفات شخصیتی دلپذیر بودن و روان رنجورخویی در مراقبان می تواند کیفیت زندگی را پیش بینی نماید.همانگونه که مشاهده می شود در مدلی با حضور صفات شخصیتی ،خودکارآمدی و راهبردهای مقابله ای این صفات شخصیتی هستند که بیشترین نقش را در پیش بینی کیفیت زندگی دارند .
کلید واژه ها: کیفیت زندگی،ضایعه نخاعی،خودکارآمدی،صفات شخصیت،راهبردهای مقابله ای
فصل اول
کلیات پژوهش
1-1 مقدمه
با وجود کامیابی های فراوان انسان امروزی در زمینه های مختلف،بروز حوادث و ضایعات مرتبط با شرایط حاکم بر زندگی در جوامع صنعتی،امری اجتناب ناپذیر است.یکی از پیامدهای زندگی در این جوامع شیوع به نسبت بالای ضایعات نخاعی است که به طور عمده به سبب حوادث رانندگی ، حوادث شغلی و یا ورزشی رخ می دهد(حسن زاده،زارع ، علی پور،1391).
ضایعه نخاعی موجب چندین مشکل سلامتی می شود که نه تنها بر شرایط جسمی بیماران بلکه بر تمام امور زندگی آن ها از قبیل اهداف و ارتباطات و مهمتر از همه سطح کیفیت زندگیشان تاثیر می گذارد(لیدال، وینسترا،جلتنس،بیرینگ ، 2008).
کیفیت زندگی مجموعه ای از واکنش های عاطفی و شناختی افراد در مقابل وضعیت جسمی ، روانی و اجتماعی خود است که همواره به عنوان یک پیامد نهایی در کارآزمایی های بالینی ، مداخلات و مراقبت های بهداشتی مدنظر است.حوزه های مختلف از جمله حوزه سلامتی و اشتغال ، اقتصادی ، اجتماعی ، روحی ، روانی و خانوادگی را شامل می شود.طی چند دهه اخیر کیفیت زندگی به عنوان جزء مهم سلامت شناخته شده است،به نحوی که نتایج خدمات سلامت نه تنها باید موجب افزایش امید به زندگی شود بلکه باید موجب ارتقای کیفیت زندگی گردد(شوارتز اندرسون،نوسک،کراهن،، 2007).
بررسی کیفیت زندگی واعتلای آن نقش بسزایی در سلامت، زندگی اجتماعی و فردی دارد. براساس شواهد، عناصر عمده کیفیت زندگی در سلامتی وبیماری می‌تواند با اعتبار قابل قبولی اندازه گیری شود .شاید بتوان مجموعه ای از رفاه جسمانی، روانی و اجتماعی که بوسیله شخص یا گروهی درک می‌شود (مثل شادی، رضایت، افتخار، سلامتی، موقعیت اقتصادی، فرصت‌های آموزشی ، خلاقیت و…) را تعریف مناسبی از کیفیت زندگی دانست (نظیری، 1380).
لذا شناسایی عوامل دخیل و تاثیر گذار بر کیفیت زندگی بیماران دچار ضایعه نخاعی و مراقبین آن ها سهم بسزایی در افزایش سطح آن خواهد داشت.
2-1تعریف و بیان مساله
ضایعه نخاعی از جمله مشکل ترین انواع معلولیت بشمار می‌آید که علایم حسی و حرکتی آن، موجب ناتوانی در انجام ساده ترین کارهای روزمره شده و فرد را در تمامی حوزه های فعالیت زندگی، وابسته و با اختلال‌های گوناگون روبرو می سازد (دال برگ،آلارانتا ، سین تون، 2005).
معمولا فرد پس از آسیب نخاعی با تغییرات قابل ملاحظه ای در زندگیش مواجه می شود که بر کیفیت زندگی وی، خانواده و افراد نزدیک اثر مخربی دارد. به دنبال این تغییر مهم در زندگی بسیاری از آسیب دیدگان ضایعه نخاعی حالت‌هایی مانند افسردگی ، اضطراب، اختلال در مفهوم خود و احساس تنهایی را تجربه می کنند.افزون بر این آسیب پذیری از نظر سو استفاده جنسی (بویژه در زنان) خودکشی، سو مصرف مواد و نیز جدایی از همسر در افراد ضایعه نخاعی در مقایسه با افراد عادی از میزان بالاتری برخوردارند (عزتی راد 1381) .
همچین کیفیت زندگی خانواده و مراقبین این افراد با توجه به ویژگی های فردی آن‌ها تاثیر می پذیرد. چگونگی برخورد مراقبان این افراد می تواند تاثیر بسزایی بر چگونگی پذیرفتن و کنارآمدن آن‌ها با معلولیت بوجود آمده داشته‌باشد.
سازمان جهانی بهداشت کیفیت زندگی را این‌گونه تعریف می کند: درک افراد از موقعیت زندگی باتوجه به فرهنگ و سیستم ارزشی که درآن زندگی میکند‌، و نیز اهداف، تجربه ها، معیارها و وابستگی آن‌ها (الدار ،2003).