منابع مقاله با موضوع ویژگی های فردی

قرار گیرد، گزینش نیروی انسانی خلاق، سالم، و فعـال که فارغ از هر دغـدغه دیگـری جـز تعلیم و تربیت باشند، می باشد. چرا که سلامت جسمانی و روانی، انگیزه و پشتکار معلم تأثیر بسزایی بر کارایی شغلی وی و در نتیجه پیشرفت امر تعلیم و تربیت شاگردان دارد، بنابراین، یکی دیگر از متغیرهای مرتبط با اهمییت آموزش و پرورش در هر نظامی توجه به انگیزه کاری دبیران می باشد. انگیزه در لغت به معنای تحریک وترغیب است و عبارت از چیزی است که شخص را به حرکت وامی دارد.انگیزه ها چراهای رفتار هستند و باعث آغاز و ادامه فعالیت می شوند.انگیزه حالتی درونی درافراد است که آنان را به انجام کاروعمل خاصی متمایل می سازد(فرح بحش،1388: 56). « انگیزش» هم به فرآیند یا جریانی اطلاق می‏شود که از طریق آن انسان قادر به ایجاد انگیزه در دیگران می‏شود. انگیزه کاری نیز عبارتست از فرایندی برای افزایش انرژی کارکنان به منظور نیل به هدفهای کاری از مسیر درست و واقعی(کردرستمی،1390). جورج (2006) در پژوهشی تحت عنوان «استفاده علمی از هوش معنوی در محل کار» دریافت که مدیران با هوش معنوی می توانند یک روش متفاوت در اداره کردن افراد و هدایت آنها اتخاذ کنند. او مشخصات مهم هوش معنوی را اطمینان فردی، تأثیر گذاری، برقراری ارتباطات، درک بین فردی، اداره تغییرات و حرکت از مسیرهای دشوار برشمرد. امروزه دبیران راهنمایانی هستند که به خلق معنا و هدف برای دانش آموزان کمک می کنند با برخورداری از معنویت، دبیران خواهند توانست نه تنها بهره وری را در محیط کار یا سازمان خود بهبود بخشند، بلکه مهمتر از آن می توانند به آرامش خاطر، رضایت باطن و شادی طولانی دست یابند و محیطی را فراهم آورند تا دانش آموزان نیز از آن بهره مند شوند. بنابراین با توجه به مبانی نظری بیان شده محقق درصدد پاسخگویی علمی به این سوال اصلی است که آیا بین هوش معنوی دبیران با انگیزه کاری آنان در مدارس دوره دوم متوسطه شهرستان کامیاران درسال تحصیلی 93/92 رابطه وجود دارد؟

شکل1-1: مدل مفهومی تحقیق

(منبع: هوش معنوی کینگ، 2008. انگیزه کاری لاتم، 2007 )

1-3-اهمیت و ضرورت پژوهش
اهمیت و ضرورت طرح موضوع معنویت به ویژه هوش معنوی از جهات مختلف در عصر جدید و سازمان های مختلف احساس می شود، از جمله ظهور دوباره ی کشش معنوی و نیز جستجوی درک روشنتری از ایمان، و کاربرد آن در حل مسائل و تصمیم گیری هاست (سهرابی، 1387). هوش معنوی سازه های هوش و معنویت را در یک سازه ترکیب نموده است در حالیکه معنویت جستجو برای یافتن عناصر مقدس، معنایابی، هشیاری بالا و تعالی است، هوش معنوی شامل توانایی برای استفاده از چنین موضوعاتی است که می تواند کارکرد و سازگاری فرد را پیش بینی کند و منجر به تولیدات و نتایج ارزشمندی گردد (غباری بناب، 1386). آمرام معتقد است هوش معنوی شامل حس معنا و داشتن مأموریت در زندگی، حس تقدس در زندگی، درک متعادل از ارزش ماده و معتقد به بهتر شدن دنیا می شود (آمرام، 2005). هوش معنوی مستلزم توانایی هایی است که از موضوعات معنوی برای تطابق و کشش اثربخش و تولید محصولات و پیامدهای باارزش استفاده می کند (سهرابی، 1387). اهمیت و ضرورت طرح موضوع هوش معنوی، از جهات مختلف در عصر جدید احساس می شود. یکی از این ضرورت ها در عرصه انسان شناسی، توجه به بعد معنوی انسان از دیدگاه دانشمندان است .هوش معنوی، افراد را در یافتن راه حل برای مسایل زندگی توانمند می سازد (آمرام، 2005). ارزش های معنوی علاوه بر بهبود کیفیت زندگی کاری کارکنان، کارایی کل سازمان را ارتقا می بخشند. از آنجا که یکی از وظایف مهم مدیران درآموزش و پرورش، شناسایی استعدادهای بالقوه کارکنان و فراهم نمودن زمینه های رشد و شکوفایی آنان است، این مسئله مدیران را ناگریز می سازد تا با شناسایی عوامل مؤثر بر انگیزه کاری دبیران و محیط درونی و بیرونی حاکم بر اداره اهداف مناسب برای ارضای نیاز کارکنان را انتخاب نموده و برای ایجاد انگیزش در کارکنان گام بردارند.
1-4- اهداف پژوهش
1-1-4-هدف کلی:
شناسایی رابطه بین هوش معنوی با انگیزه کاری دبیران در مدارس دولتی متوسطه دوره دوم شهرستان کامیاران در سال تحصیلی 1393-1392.
2-1-4 – اهداف جزئی:
تعیین وضعیت هوش معنوی دبیران متوسطه دوره دوم شهرستان کامیاران.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

تعیین وضعیت انگیزه کاری دبیران متوسطه دوره دوم شهرستان کامیاران.
تعیین رابطه بین تفکر انتقادی وجودی با انگیزه کاری دبیران در مدارس دولتی متوسطه دوره دوم شهرستان کامیاران.
تعیین رابطه بین تولید معنی شخصی با انگیزه کاری دبیران در مدارس دولتی متوسطه دوره دوم شهرستان کامیاران.
تعیین رابطه بین میزان آگاهی با انگیزه کاری دبیران در مدارس دولتی متوسطه دوره دوم شهرستان کامیاران.
تعیین رابطه بین توسعه حالت آگاهی با انگیزه کاری دبیران در مدارس دولتی متوسطه دوره دوم شهرستان کامیاران.
مقایسه میزان هوش معنوی بین دبیران در مدارس دولتی متوسطه دوره دوم شهرستان کامیاران از لحاظ ویژگی های فردی (جنس، سنوات خدمت و میزان تحصیلات).
مقایسه میزان انگیزه کاری دبیران در مدارس دولتی متوسطه شهرستان کامیاران از لحاظ ویژگی های فردی (جنس، سنوات خدمت و میزان تحصیلات).
1-5- سئوالات پژوهش
وضعیت هوش معنوی دبیران متوسطه دوره دوم شهرستان کامیاران چگونه است؟
وضعیت انگیزه کاری دبیران متوسطه دوره دوم شهرستان کامیاران چگونه است؟
1-6- فرضیه های پژوهش
فرضیه اصلی: بین هوش معنوی با انگیزه کاری دبیران در مدارس دولتی متوسطه دوره دوم شهرستان کامیاران رابطه وجود دارد.
فرضیه های فرعی:
بین تفکر انتقادی وجودی با انگیزه کاری دبیران در مدارس دولتی متوسطه دوره دوم شهرستان کامیاران رابطه وجود دارد.
2. بین تولید معنی شخصی با انگیزه کاری دبیران در مدارس دولتی متوسطه دوره دوم شهرستان کامیاران رابطه وجود دارد.
3. بین میزان آگاهی با انگیزه کاری دبیران در مدارس دولتی متوسطه دوره دوم شهرستان کامیاران رابطه وجود دارد.
4. بین توسعه حالت آگاهی با انگیزه کاری دبیران در مدارس دولتی متوسطه دوره دوم شهرستان کامیاران رابطه وجود دارد.
5. بین میزان هوش معنوی دبیران در مدارس دولتی متوسطه دوره دوم شهرستان کامیاران از لحاظ ویژگی های فردی (جنسیت، سابقه تدریس و میزان تحصیلات) تفاوت وجود دارد.
6. بین میزان انگیزه کاری دبیران در مدارس دولتی متوسطه دوره دوم شهرستان کامیاران از لحاظ ویژگی های فردی (جنسیت، سابقه تدریس و میزان تحصیلات) تفاوت وجود دارد.
1-7- تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها
الف) هوش معنوی
تعریف مفهومی هوش معنوی
هوش معنوی بیانگر مجموعه ای از توانایی ها و ظرفیت ها و منابع معنوی است که کاربست آنها موجب افزایش انطباق پذیری و در نتیجه سلامت روان افراد می شود (کینگ، 2008).
کینگ (2008) هوش معنوی را شامل توانایی های ذیل می داند:
تفکر انتقادی وجودی: ظرفیت انتقادی به ماهیت وجود، واقعیت، جهان، فضا، زمان، برخورد انتقادی با افکار، تأمل و سایر مسایل وجودی مانند وجود متافیزیکی و نیز ظرفیت اندیشیدن به مسایل غیر وجودی در رابطه با وجود خود گفته می شود.
تولید معنی شخصی: توانایی استخراج معنی شخصی و هدف از تمام تجربیات فیزیکی و روانی، از جمله ظرفیت برای ایجاد و استناد هدف زندگی را گویند.
میزان آگاهی: ظرفیت برای شناسایی ابعاد متعالی/ الگوهای خود یا دیگران و جهان ( به عنوان مثال، جهان مادی و غیر فیزیکی) و حالات طبیعی هوشیاری، همراه با توانایی شناسایی رابطه خود با جسم را شامل می شود.
توسعه حالت آگاهی: توانایی ورود و خروج به سطوح بالاتری از آگاهی (مانند هوشیاری کامل، آگاهی کیهانی، وحدت) و سایر حالات در اختیار خود فرد (همانگونه که در تفکر عمیق، مراقبه، نماز و غیره ایجاد می شود) را گویند (کینگ، 2008).
تعریف عملیاتی هوش معنوی
نمره ای است که فرد از پرسشنامه 24 سؤالی هوش معنوی هیلدبرانت (2011) کسب می کند. این نمره در طیف لیکرت و مقیاس فاصله ای به دست می آید. مؤلفه های هوش معنوی به شرح زیر می باشد:
الف- تفکر انتقادی وجودی: عبارت است از نمره ای که آزمودنی ها از پاسخ به سؤالات 1 و 3 و 5 و 9 و 13 و 17 و 20 پرسشنامه هوش معنوی هیلدبرانت بدست می آورند.
ب- تولید معنی شخصی: عبارت است از نمره ای که آزمودنی ها از پاسخ به سؤالات 7 و 11 و 15 و 19 و 22 پرسشنامه هوش معنوی هیلدبرانت بدست می آورند.
ج-آگاهی: عبارت است از نمره ای که آزمودنی ها از پاسخ به سؤالات 2 و 6 و 10 و 14 و 18 و 21 پرسشنامه هوش معنوی هیلدبرانت بدست می آورند.
د- توسعه حالت آگاهی: عبارت است از نمره ای که آزمودنی ها از پاسخ به سؤالات 4 و 8 و 12 و 16 و 23 پرسشنامه هوش معنوی هیلدبرانت بدست می آورند.
ب) انگیزه کاری
تعریف مفهومی انگیزه کاری
انگیزه کاری عبارت است از علاقه مندی فرد در جهت انجام کار تا حاصل آن پیشرفت فرد و سازمان باشد ( لاتم، 2007).
تعریف عملیاتی انگیزه کاری
نمره ای است که آزمودنی ها از پرسشنامه انگیزه کاری آقاجاری (1375) کسب می کنند.

1-2- مقدمه
بر اساس میزان هوش معنوی انسان قادر است به کارها و فعالیت هایش معنا و مفهوم بخشیده و با بهره گرفتن از آن بر معنای عملکردش آگاه شود و دریابد که کدام یک از اعمالش از اعتبار بیشتری برخوردارند و کدام مسیر در زندگی بالاتر و عالی تر است تا آن را الگو و اسوه زندگی خود سازد (یانگ ، 2007). انگیزش یک فرایند زنجیره‌ای است که با احساس نیاز یا احساس کمبود و محرومیت شروع می شود ، سپس خواست را به دنبال می آورد و موجب تنش و کنش بسوی هدفی می شود که محصول آن، رفتار نیل به هدف است. توالی این فرایند ممکن است منجر به ارضای نیاز شود. بنابراین انگیزه های کار موجب تشویق و تحریک فرد به انجام یک کار یا رفتار می شود در حالی که انگیزش یک خواست کلی را منعکس می نماید. در این فصل، به توضیح مفاهیم نظری تحقیق حاضر پرداخته میشود. در ابتدا مطالبی درباره هوش معنوی و انگیزه ی کاری همچون تاریخچه، دیدگاه نظریه پردازان، مدل ها، تعاریف، مفاهیم، پیشینه بررسی این متغیرها و نیز روابط آنها با یکدیگر بیان می شود. بعد از آن به ذکر مواردی از تحقیقات انجام شده درباره موضوع تحقیق حاضر، به ترتیب در خارج و داخل از کشور پرداخته میشود. و در پایان فصل، یک نتیجهگیری کلی از نتایج تحقیقات انجام شده صورت میگیرد.
قسمت اول : مبانی نظری تحقیق:
الف) 2- 2- هوش معنوی
1- 2- 2- تعریف هوش
از هوش تعریف واحدی به دست نیامده و صاحب نظران مختلف آن را به گونه های متفاوتی تعریف کرده اند. نمی توان تعریف مشخصی از هوش به دست آورد که مورد توافق همه روانشناسان وابسته به رویکردهای مختلف باشد. با این حال عناصری از هوش وجود دارند که مورد توافق غالب پژوهشگران است. گیج و برلاینر (1992) این عناصر را در سه دسته تقسیم کرده ا ند؛
توانایی پرداختن به امور انتزاعی: منظور این است که افراد با هوش بیشتر با امور انتزاعی (اندیشه ها، نمادها، روابط، مفاهیم، اصول) سروکار دارند تا امور عینی (ابزارهای مکانیکی، فعالیت‌های احساسی).
توانایی حل کردن مسائل:یعنی توانایی پرداختن به موقعیت های جدید، نه فقط دادن پاسخ‌های از قبل آموخته شده به موقعیت های آشنا.
توانایی یادگیری: به ویژه توانایی یادگیری انتزاعیات، از جمله انتزاعیات موجود در کلمات و سایر نمادها و نیز توانایی استفاده از آنها(به نقل از سیف، 1387).
روانشناسان مختلف تعاریف گوناگونی از هوش ارائه کرده اند و همینطور هوش را به انواع مختلفی تقسیم کرده اند. از جمله اینکه؛ نظریه هوش سه بخشی استرنبرگ یکی از معروف ترین رویکردها درباره هوش است. طبق این نظریه هوش دارای سه چهره است؛ هوش تحلیلی، هوش آفریننده و هوش عملی. منظور از هوش تحلیلی، توانایی انسان در برخورد موثر با مسائل است. هوش آفریننده، تولید اندیشه های نو، پیشنهاد دادن روش های نو، برخورد متفاوت با مسائل و ترکیب اطلاعات به راه های جدید است و هوش عملی، توانایی پرداختن به مسائل و مشکلات زندگی روزانه است. هوارد گاردنر نیز یکی از نظریه پردازان هوش چندگانه، نظریه ای وضع کرده شامل هشت نوع هوش متفاوت به نام های؛ هوش زبانی (کلامی)، هوش موسیقیایی، هوش منطقی – ریاضی، هوش فضایی، هوش بدنی – جنبشی، هوش طبیعت گرایانه، هوش میان فردی و هوش درون فردی. در نظریه گاردنر هوش به صورت توانایی حل مسئله یا ساختن چیزی با ارزش تعریف شده است و افراد از لحاظ هوش های مختلف با هم متفاوت‌اند(کروکشانک ، جنکینس و متکالف ، 2006). وولفولک (2005) اشاره کرده است نظریه ی گاردنر تنها به این هشت نوع منحصر نمی شود گاردنر هوش روحانی یا معنوی را نیز مطرح کرده و آن را به عنوان توانایی اندیشیدن درباره پرسش های بزرگ مربوط به معنای زندگی تعریف کرده است.
هم گاردنر و هم استنربرگ معتقدند هوش در فرهنگ های مختلف به صورت های متفاوت ظاهر می‌شود.در جوامع غربی هوش بیشتر شناختی است و شامل پردازش اطلاعات است. در حالی که در جوامع شرقی مؤلفه های گوناگون عملکرد و تجربه انسان، از جمله شناخت، شهود و هیجان را در یک ارتباط کامل (یکپارچه) در بر می گیرد (سیف، 1387). در مجموع، هوش عموماً باعث سازگاری فرد با محیط می شود و روش های مقابله با مسائل و مشکلات را در اختیار او قرار میدهد. توانایی شناخت مسأله، ارائه راه حل پیشنهادی برای مسائل مختلف زندگی و کشف روش های کارآمد حل مسائل از ویژگی های افراد باهوش است(وولفولک،2005).
2- 2- 2- مفهوم معنویت
معنویت یکی از نیازهای درونی انسان بوده و برخی صاحب نظران آن را متضمن بالاترین سطح زمینه‌های رشد شناختی اخلاقی و تلاش همواره ی آدمی برای معنا بخشیدن به زندگی و پاسخ به چراهای زندگی می دانند. همین امر باعث شده است که سازمان بهداشت جهانی نیز در تعریف ابعاد وجودی انسان علاوه بر ابعاد جسمانی، روانی، اجتماعی به بعد معنوی نیز اشاره کند و بعد چهارم یعنی بعد معنوی را نیز در رشد و تکامل انسان مطرح کند (یعقوبی، 1388). معنویت به عنوان انرژی، معنا، هدف و آگاهی در زندگی است. جست وجوی مداوم برای یافتن معنا و هدف زندگی است. درک عمیق و ژرف ارزش زندگی، وسعت عالم، نیروهای طبیعی موجود، و نظام باورهای شخصی است (زارعی متین و همکاران، 1390).
معنویت به معنای نقش زندگی یا روشی برای بودن و تجربه کردن است که با آگاهی یافتن از یک بعد غیر مادی به وجود می آید و ارزش های قابل تشخیص، آن را معین می سازد (الکینز و همکاران ، 2004). معنویت حاصل یک احساس بی نظیر در هماهنگی با یک هدف الهی و منحصر به فرد است آنچه برای انسان لازم است تحول در آگاهی در مورد خویشتن است. هرچه خواسته انسان متعالی تر باشد، تلاش بیشتری برای دستیابی به آن خواهد کرد (ویندایر، 1386) .معنویت حس والایی است که شور و شوق و گرایش انسان را برای عدالت خواهی و انصاف افزایش می دهد و همنوایی و پیوستگی با خود و جهان آفرینش را پدید می آورد (تسی ، 2003).
لازم به ذکر است، ایمونز تلاش کرد معنویت را براساس تعریف گاردنر از هوش، درچارچوب هوش مطرح نماید. وی معتقداست معنویت میتواند شکلی از هوش تلقی شود؛ زیرا عملکرد و سازگاری فرد (مثلاًسلامتی بیشتر) را پیش بینی می کند و قابلیت هایی را مطرح می کند که افراد را قادر می سازد به حل مسائل بپردازند و به اهدافشان دسترسی داشته باشد. گاردنر ایمونز را مورد انتقاد قرار می‌دهد و معتقد است که باید جنبه هایی از معنویت را که مربوط به تجربه های پدیدار شناختی هستند (مثل تجربه تقدسی یا حالات متعالی) از جنبههای عقلانی، حل مسأله و پردازش اطلاعات جدا کرد (آمرام ، 2005).
3- 2- 2- تاریخچه هوش معنوی
وقتی روان شناسان روش ها و ابزاری را برای اندازه گیری هوش ساختند، تعریف ارسطو از انسان هم چون حیوانی اندیشه ورز، مشغله ای فکری درباره هوش شناختی پدید آورد. ب

دیدگاهتان را بنویسید