منابع و ماخذ مقاله کیفیت زندگی زنان

دانلود پایان نامه

تأثیرگذار نیست امادر ادراک و پیامدهای آن دخیل هستند. با توجه به موارد گفته شده، متغیرهای این پژوهش از جمله کیفیت زندگی، معنای زندگی، تصویر بدنی، در دوران یائسگی نقش پررنگتری پیدا میکنند و هر کدام به نوبه خود در سلامت روانی زنان یائسه تأثیرگذار هستند. از آنجاییکه جامعه بر پایه ی نهاد مهمی چون خانواده میچرخد، و از طرفی یکی از اعضای مهم این خانواده زنان هستند، پس توجه به حالات جسمی و روانی آنها و بررسی عوامل تأثیرگذار بر سلامت روانیشان بسیار اهمیت دارد.
از اینرو در این پژوهش سعی در بررسی و مقایسه کیفیت زندگی، معنای زندگی، تصویر بدنی، سلامت روان در زنان یائسه وغیریائسه را داریم. همچنین سعی داریم تا نقش و تأثیر تحصیلات و اشتغال را بر این متغیرها (کیفیت زندگی، معنای زندگی، سلامت روان) در بین زنان یائسه و غیر یائسه مقایسه و بررسی کنیم.
1-3. اهمیت و ضرورت تحقیق
درباب ضرورت واهمیت تحقیق حاضر میتوان گفت جامعه ایرانی یک جامعه درحال گذار است. گذاراز مرحله سنتی به مدرن و از توسعهنیافته به توسعهیافته. بدیهی است که این وضعیت جامعه ایرانی را با انواعی ازتحولات ودگرگونیها درعرصههای مختلف روبه رو میسازد. یکی از این تحولات افزایش حضور مؤثر و چشمگیر زنان در عرصههای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی است.
امروزه نیاز به حضورزنان درفرایند رشد وتوسعه بیش ازگذشته محسوس بوده است. ارتقاء استانداردهای زندگی درجامعه امروز با افزایش مشارکت زنان درحیات اقتصادی وسیاسی همگام با فرصتهای برابر درتعلیم وتربیت، سرویسهای اجتماعی، حقوق قانونی ومالکیت پیوند دارد، ضمن آنکه زن به عنوان یکی از اساسیترین ارکان خانواده دارای نقشی اساسی درجهت تداوم واستمرار آن میباشد و از آنجا که خانواده کوچکترین نهاد اجتماعی است، جامعهای سالم است که خانوادههای سالم را درخود داشته باشد واین امر محقق نخواهد شد مگر آنکه به ساختار خانواده و نیازهای اساسی ومحوری اعضای آن که زنان مهمترین آن هستند توجه بیشتری مبذول شود.
شایداغراق نباشد اگر بگوییم که زن امروز همپای مردان درجامعه حضور داشته ومسئولیتها و وظایف متعددی رابه دوش میکشد وهمین امر وی را از زن جوامع سنتی متمایز میسازد. نیازها، تمایلات و دل مشغولیها و در مجموع استانداردهای زندگی زن درجامعه امروز نیز با وضعیت زنان درجامعه سنتی متفاوت است و تعدد وظایف و نقش هاست که این تمایز را ایجاب می نماید.
بنابراین توجه به وجوه مختلف زندگی زنان به لحاظ کیفی باتوجه به استانداردها وشاخصهای کیفیت زندگی، معنای زندگی، خود پنداری مثبت و سلامت روان میتواند در بهبود سازمان خانواده با توجه به نقش محوری زن وتمایلات ونیازهای فردی وی موثر باشد.
در این راستا می توان گفت یائسگی برای زنان نقطه عطف مهمی محسوب می شود که خاتمه دوران قاعدگی و دوران بارداری آنها را شامل می شود. اگرچه یائسگی فرآیندی بیولوژیک و رویدادی همگانی برای زنان است، اما برای همه به یک شکل تعریف و تجربه نمی شود و وضعیت روحی و روانی، سلامت عاطفی، فرهنگی و اجتماعی فرد در این تجربه دخیل است. بحران یائسگی به واسطه علائم و مجموعه عوارض خود، سلامت روانی، جسمانی، عاطفی، عملکرد اجتماعی و روابط خانوادگی را تحت تأثیر قرار میدهد(فروهری،1388). از آنجاییکه در بررسیهای انجام شده، پژوهشی که اخیراً به صورت میدانی و در جامعه ایرانی، به برسی رابطه هر چهار متغیر کیفیت زندگی، معنای زندگی، تصویر بدنی، سلامت روان در دو گروه یائسه و غیر یائسه پرداخته باشد، صورت نگرفته است و از طرفی همهی این متغیرها زندگی زنان یائسه و غیر بائسه را تحت پوشش قرار میدهند و شروع دوران یائسگی با تحولاتی در این زمینهها همراه است بنابراین با توجه به موارد فوق و نتایج متناقض در تحقیقات قبلی تصمیم بر آن شد که مطالعهای با هدف بررسی کیفیت زندگی، معنای زندگی، تصویر بدنی، سلامت روان زنان یائسه و غیر یائسه از بعد روانشناختی انجام شود تا بتوان از نتایج آن در جهت ارتقای کیفیت زندگی زنان در این دوره استفاده کرد.
در تحقیق دیگری که توسط تبریزی و شفیع آبادی (1387)، انجام شد، محققان تاثیر مشاوره ی گروهی با رویکرد معنا درمانی بر ارتقاء سلامت زنان مراجعه کننده به مرکز اداره سلامت شهر تهران را مورد بررسی قرار دادند. نتایج حاصل از تحلیل یافته ها بیانگر این موضوع بود که معنا درمانی کروهی در کاهش نمرات افسردگی، اضطراب و همچنین در افزایش سلامت وموثر است .
از منظر فلسفه و روانشناسی نیز معناجویی مورد تامل واقع شده است. برخی اندیشمندان حوزه روانشناسی و روانکاوی به موضوع معنای زندگی و تاثیر آن بر سلامت روان پرداخته اند. اریک فروم (1947) نیاز به جهت گیری را یکی از مهمترین نیازهای آدمی می داند و منظور از آن را هدف، معنا، و مقصود زندگی تلقی می کند. آلپورت (1961)در توصیف دوران بلوغ ، هویت جویی را مهمترین مشخصه این دوره دانسته و معتقداست که اساسی ترین بخش هویت، تعریف هدف، مقصود، و آرمان زندگی است. یونگ (1981)، هدف زندگی را یافتن توفیق در جهان می داند و بر آن است که به علت زوال دین درزندگی، تلاش برای یافتن معنای زندگی به طرز فزاینده ای دشوار است و وضعیت خاص و کنونی بشر (فقدان معنا در زندگی و ریشه نداشتن و پیوند نداشتن با گذشته یا طبیعت) صرفا ویژگی اواخر قرن بیستم به بعد است. برخی روانشناسان مکتب کمال نیز بر این عقیده اند که بیش از اندازه بر عقل و علم تاکید ورزیده ایم. بینش خود را که ارزش های بزرگتر معنوی و فلسفی داشته است، از دست داده ایم(شولتز و شولتز،1998) مبارزه برای رسیدن به سرحد کمال، معنایی است که آدلر (1931) برای زندگی ، تلقی میکند . آلپورت (1954)، با بیان اینکه با معنا بودن زندگی، اختصاص به جهان بینی دینی نداشته بلکه در همه اعتقادات فکری دیگر نیز دیده می شود، بر این نکته تاکید میکند که داشتن هدف و منظوری که به زندگی ، معنا و جهت بخشد، نشانه سلامت روان است. او چنین افرادی را برخوردار از نوعی بینش می داند که به آن فلسفه یگانه ساز زندگی اطلاق می کند و مهمترین خصیصه اش را جهت داشتن می داند.
1-4. اهداف این تحقیق
بررسی و مقایسه کیفیت زندگی زنان با توجه به وضعیت یائسگی و تحصیلات
بررسی و مقایسه معنای زندگی زنان با توجه به وضعیت یائسگی و تحصیلات
بررسی و مقایسه تصویر بدنی زنان با توجه به وضعیت یائسگی و تحصیلات
بررسی و مقایسه سلامت روان زنان با توجه به وضعیت یائسگی و تحصیلات
1-5. فرضیه های تحقیق
فرضیه اصلی
بین کیفیت زندگی، معنای زندگی، تصویر بدنی و سلامت روان در زنان یائسه و غیر یائسه رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه‌های فرعی
بین کیفیت زندگی زنان با توجه به وضعیت یائسگی و تحصیلات تفاوت وجود دارد.
بین معنا ی زندگی زنان با توجه به وضعیت یائسگی و تحصیلات تفاوت وجود دارد.
بین تصویر بدنی زنان با توجه به وضعیت یائسگی و تحصیلات تفاوت وجود دارد.
بین سلامت روان زنان با توجه به وضعیت یائسگی و تحصیلات تفاوت وجود دارد
1-6. تعریف واژه ها، مفاهیم و متغیرها
1-6-1. تعاریف نظری
1-6-1-1. کیفیت زندگی
کیفیت زندگی احساس خوببودن که منعکسکننده میزان رضایت از زندگی در ابعادی است که برای فرد مهم تلقی میشود(اوهاشیکا، 2005)
1-6-1-2. دوران بحران یائسگی
هر مرحله از رشد و تکامل می تواند به عنوان یک بحران رشد و تکامل محسوب شود. یائسگی مرحله ای طبیعی از زندگی انسان است. یائسگی در زنان با نشانه هایی مانند گرگرفتگی، تعریق شبانه، تپش قلب، مشکلات مثانه، تسریع در تحلیل رفتن بافت استخوانی و مشکلات واژن همراه است مراحل یائسگی شامل مراحل حوالی یائسگی، یائسگی و پس از یائسگی میباشد. در این دوران کاهش کیفیت زندگی شیوع بالای دارد(کیسنر، 2004).
1-6-1-3. سلامت روان
در مورد بهداشت روانی دو تعریف مورد توجه قرار می گیرد : در تعریف اول ، منظور از بهداشت روانی عبارت است از رشته ی تخصصی از بهداشت عمومی است که در زمینه کاهش بیماری های روانی در یک یک جامعه فعالیت می نمایید و بررسی انواع مختلف اختلالات روانی و عوامل مؤثر ی که در بروز آنها نقش دارند، در قلمرو ی کار این علم می باشد. در تعریف دوم بهداشت روانی به معنای سلامت فکر است و به منظور نشان دادن وضع مثبت و سلامت روانی که خود می تواند نسبت به ایجاد سیستم با ارزشی در مورد ایجاد تحرک ، پیشرفت و تکامل در حد فردی ، ملی و بین المللی کمک نماید . زیرا زمانی که سلامت روانی شناخته شد ، نسبت به دستیابی به آن اقدام شود و راه برای تکامل فردی و اجتماعی هموار میگردد.(حسینی 1378 )
1-6-1-4. تصویر بدنی
تصویر بدنی مهمترین بخش تصور فرد از خود است ، زیرا ظاهر فیزیکی فرد ، اولین ویژگی است که در برخورد افراد با فرد دیگر، مورد قضاوت قرار می گیرد.(دلامتر2003)
تصویر ذهنی شامل عقاید و احساست آگاهانه و غیر آگاهانه در مورد بدن است به عبارت دیگر مفهومی متشکل از احساسات فردی در مورد اندازه بدن، جنس، عملکرد و توانایی بدن جهت رسیدن به اهداف می باشد.
1-6-1-5. معنای زندگی
انسان بر خلاف دیگر موجودات همواره چرایی هستی را زیر سوال می برد و میل قوی برای درک خود و دنیای اطراف را دارد. معنای زندگی برای هر فرد ویژه و یکتا است و انسانها با درجات و میزان متفاوتی معنای زندگی را جستجو می کنند. (فرانکل 1386)
و از طرفی هدف و جهت در زندگی به طور مثبت با کارکردهای روانشناختی و سلامت روان مرتبط است . (فرانسیس و هیلز2008) ارزش داری و معناداری زندگی بر دو امر بنا نهاده شده است. (کویین2000) نخست داشتن هدف و غایت نهایی برای زندگی ، هر گاه زندگی بر اساس هدف باشد آن زندگی معنادار است و از طرفی داشتن معنا و جهت در زندگی باعث سلامت روان و سلامت معنوی خواهد شد و افرادی که برخوردار از سلامت معنوی باشند دوران مختلف زندگی را نسبت به بقیه افراد بهتر سپری می کنند.
1-6-2. تعاریف عملیاتی
1-6-2-1. کیفیت زندگی
منظور از کیفیت زندگی در این پژوهش، مجموع قضاوت و احساس زن از وضعیت سلامت خودش در حیطههای مختلف ( وازوموتور، روانی اجتماعی ، جسمی و جنسی ) است که به وسیلهی نمره ای که او در پاسخ به پرسشنامه استاندارد شده ی کیفیت زندگی زنان کسب می کند.
1-6-2-2. معنای زندگی
در این پژوهش نمره ای است که فرد در پاسخ به پرسشنامه معنای زندگی استایگر-فرایزر کسب می کند که با آن میزان درک زنان از زندگی و همچنین داشتن یک هدف روشن در زندگی ایشان سنجیده می گردد.
1-6-2-3. سلامت روان
در این تحقیق نمره ای است که زنان در پاسخ به پرسشنامه استاندارد شده سلامت عمومی کسب می کنند.
1-6-2-4. تصویر بدنی
در این تحقیق برای سنجش تصویر بدنی زنان از پرسشنامه خود توصیفی بدنی استفاده که دارای 11 خرده مقیاس، قدرت، استقامت، هماهنگی، سلامت عمومی،انعطاف پذیری، عزت نفس، لیاقت ورزشی، چربی، ظاهر بدنی، فعا لیت بدنی و کل بدن است

فصل دوم
بررسی منابع

2-1- مقدمه
اولین گام در هر تلاش فلسفی یا علمی، تعریف دقیق و شفاف مفاهیم مورد استفاده است. مانند بسیاری دیگر از نظریهها در روانشناسی، تعاریف و نظریههای کاملاً متفاوتی از معنا وجود دارد.
یکی از معروفترین تعاریف معناداری زندگی، توسط فرانکل، ارائه شده است. وی معتقد است هنگامی که انسان به فعالیتهای مورد علاقهاش میپردازد، با دیگران ملاقات میکند، به تماشای آثار ادبی، هنری میپردازد و یا به دامان طبیعت پناه میبرد وجود معنا را در خود احساس میکند. همچنین هنگامی که احساس میکند وجود و هستیاش به منبع لایزال پیوند خورده است و خود را متکی به چارچوبها و تکیه گاههای گسترده و قابل اتکایی مانند مذهب و فلسفهای که برای زندگیکردن انتخاب کرده است ،میبیند؛ معنا را در مییابد و آن را احساس میکند .
بعد از فرانکل، صاحبنظران دیگری معنا را تعریف کرده وجنبههای مختلف آن را مورد مطالعه قرار دادهاند . باتیستا و الموند زندگی معنادار را به عنوان یک فرایند باورهای فردی میدانند تا یک منبع نهایی از محتوای باورها. به اعتقاد این پژوهشگران، هرچه فرد به ارزشهای بیشتری باور داشته و متعهد باشد، احساس میکند که زندگیاش از معنای بیشتری برخوردار است. مجتعهد شبستری معتقد است زندگیهای معنادار گوناگون و متفاوتی میتواند وجود داشته باشد که زندگی مؤمنانه یکی از آنهاست.
بامیسر معتقد است هنگامی فرد میتواند احساس کند که از یک زندگی معنادار برخوردار است چهار نیاز او به معنا ارضاء شده باشد.این چهار نیاز عبارتند از 1- هدفمندبودن زندگی 2-احساس کارآمدی و کنترل3-برخورداربودن از ارزشها که بتواند به وسیلهی آنها کنشهایش را توجیه کند 4- وجود یک مبنای با ثبات و استوار برای داشتن نوعی حس مثبت خود ارزشمندی.
در یک برداشت کلی از این تعاریف میتوان دریافت که آنها در دو جنبه با هم اشتراک دارند)1) معنا روشی کلی و عام از ارزیابی زندگی است و(2)منجر به پایینآمدن سطح عواطف منفی (چون افسردگی و اضطراب)و کاهش خطر ابتلا به بیماری روانی میشود(فلدمن و اسنایدر،2005).
در مورد ضرورت معنا در زندگی میتوان گفت که خداوند متعال انسان را آفریده و آفرینش او عبث و بیهوده نبوده است. قران کریم در این باره می فرماید))أفَحَسِبتُم أنَمَا خَلَقنَا کُم عَبَثًا و أنَکُم إلَینَا لَا تُرجَعُون)) ((آیا گمان میکنید که شما را بیهوده آفریدیم و شما به سوی ما باز نمیگردید)) چون ((آفرینش))انسان بیهوده نیست،((آفریده خدا))نیز بیهودهگرا نیست.
برخی اعتقاد دارند که بین معنویت و دینداری باید تفاوت قائل شد برای مثال،لگره(1984)بین معنویت و دینداری تمایز قائل میشود. وی معتقد است که معنویت بر آنچه که در درون قلب به وقوع میپیوندد متمرکز است ولی در دینداری تلاش میشود تا تجارب در درون یک سیستم اعتقادی تدوین شوند و رمزگردانی گردند. در فرهنگ اسلامی/ایرانی هم بین معنویت و دینداری تمایز قائل شدهاند و این دو را یکی نمیدانند. نصر(1387)معتقد است که معنویت در قلب اسلام و کلید فهم جنبههای مختلف آن است. از نظر مسلمانان زندگی معنوی هم بر ترس از خدا مبتنی است و هم بر عشق به او.معناداری زندگی و جایگاه و اهمیت آن برای برخورداربودن از یک زندگی خوب و شاد، امری انکارناپذیر و غیرقابل کتمان است(ریف و سینجر،1998 به نقل از کینگ و دیگران،2006). برخی از مولفان با توجه به یافتههای موجود، ادعا نمودهاند که وجود و احساس معنا در زندگی مانند کلیدی است که میتواند با توجه به یافتههای موجود، ادعا نمودهاند که وجود و احساس معنا در زندگی مانند کلیدی است که میتواند قفل و گره مشکلات زندگی را باز نماید و باعث شود تا افراد کنشهای مثبتی انجام دهند(فرانکل،1984،1963).به همین لحاظ اغلب زندگی معنادار را از عوامل مهم سلامت روانشناختی میدانند(دباتس،فاندر لوبه،زمان،1993؛ فرانکل،1978،1963؛ یالوم،1980؛ زیکا و چمبرلین ،1992؛ به نقل ازاز فلد من و اسنایدر 2005)برخی از روانشناسان مانند آلپرورت (1954)،فرانکل(1972)، و مازولو(1962)، وجود معنا در زندگی، به عنوان مهمترین عامل مؤثر بر کنشهای روانشناختی مثبت میدانند. یافتههای پژوهشی متعددی نشان دادهاند که وجود معنا در زندگی عنصری اساسی در بهزیستی روانی-عاطفی است و به صورت سیستماتیکی با ابعاد گوناگونی ازشخصیت، سلامت جسمی و ذهنی، سازگاری و انطباق با استرسها، مذهب و فعالیتهای مذهبی و اختلالات رفتاری ارتباط دارد. بررسی ارتباط بین وجود معنا درزندگی با سازههای دیگر روانشناسی مثبت مثلا امید و تأثیر تعاملی آنها برای برخورداربودن از یک زندگی شاد و سعادتمند و سلامت روانی در سالهای اخیر به شدت مورد توجه پژوهشگران و صاحب نظران قرار گرفته است.
در سالهای اخیر اسنایدر به عنوان پیشگام و متقدم مطالعه در زمینهی امید، به معنا به عنوان یک عامل کنترل خود مینگرد که به کمک آن، انسان میتواند از عزت نفس خود مراقبت نماید. اسنایدر تعریف ویژهای ا

دیدگاهتان را بنویسید